تاريخ : ۱۳٩۳/۱٢/٢۸ | ٩:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

 

     
چکیده: اگر در خیابان ها رفت و آمد دارید بعید است که با چنین صحنه ای روبرو نشده باشید، ابتذالی که رنگ و بوی مستهجن تری به خود گرفته است
 
تی شرت جنسی

 

زمانه با خود تغییر در پی دارد سبک زندگی ها، باورها و رفتارها در طول سالیان عوض می شود، تغییراتی که گاهی مثبتند و گاهی هم منفی.

یکی از این تغییرات در نوع پوشش و ظاهر است شاید این موضوع را به طور خاص وقتی نگاهی به آلبوم عکس هایتان یا یک فیلم قدیمی مثلا برای دهه 60 می کنید به خوبی درک کنید.

تغییرات در نوع پوشش و ظاهر همیشه مثبت نبوده و تحت عوامل بسیاری فراز و نشیب های عجیب و غریبی به خود دیده است. پوشش و مدهایی که بر خلاف فلسفه خود نماد عریان گرایی و برهنگی و مروح آن در جامعه شده اند تیپ شلخته یا کثیف، شلوارهای فاق کوتاه و پاره، تی شرت های یقه باز، مانتوهای کوتاه و بدون دکمه و تنگ، ساپورت و.......

فرهنگ پوشش تحت تاثیر عوامل زیادی چون ماهواره و سایر رسانه ها، مانکن های خیابانی، شوهای زیرزمینی مطابق اهداف فرهنگی و اقتصادی وارد پازل تهاچم فرهنگی شده و یکی از ابزارها برای نیل جوامع به سمت عضوی از فرهنگ دهکده جهانی و غربی شدن می باشد.

وقتی پوشش یک جامعه از ارزش های اخلاق مدارانه و اللهی به سمت ارزش های فرهنگ لیبرالیسم و اوامنیسم می رود آن جامعه سرعت بیشتری به سمت لذت گرایی جنسی، بی قیدی، فروپاشی نهاد خانواده پیدا می کند.

کم کاری مسئولین و نبود پوشش داخلی بهانه مناسبی برای زیر سوال بردن شخصیت خود با استفاده از این نوع پوشش های خاص و معلوم الحال و صدمه به فرهنگ جامعه  نیست. ایرانی بودن و فرهنگ غنی ایرانی اسلامی خود را به خاطر دیده شدن و حتی خوش تیب و آراسته! بودن به چه فرهنگی می فروشیم

فرهنگ برهنگی روز به روز توسط مدها و پوششهای جدید وضع بدتری پیدا می کند و گسترده تر و افسار گسیسخته تر می شود حیا در پوشش های جدید هربار چند گام عقب تر می رود و خودنمایی و عرض اندام جلو تر می اید مدهایی که برای ما جز فاصله از فرهنگ بومی ضرر جنسی، جسمی و اقتصادی چیزی دربرندارد. زن و مرد هم نمی شناسد فقط قوه جنسی جامعه را به مرز انفجار می رساند که نمودهای ان را در جامعه، نهاد خانواده و روابط مشاهده می کنیم و با اینکه نسبت به جوامع دیگه به وضعیت بهتری را داریم اما شیب صعودی تاسف برانگیزی را را طی می کند.

برخی از این پوششها برخلاف انواع جدید خود که تکامل یافته پوشش ها و مدهایی قدیمی ترند چون لی های پاره، مانتوهای بدون دکمه و ساپورت ها ای اما آنها از قدیم اصالت! خود را حفظ کردند و فقط تغییرات محتوایی تری داشتند و این پوشش ها چیزی نیستند جز مارک ها و شلوار و تی شرت هایی که رویشان پر است از حروف و کلمات لاتین.

این پوشش ها شکل و شمایل جذاب برای جوانان دارند، حس خودنمایی و متفاوت بودن انها را ارضا می کنداما متاسفانه بسیاری از کسانی که از این پوشش ها و نمادها استفاده می کنند به معانی و مقاصد طراحان و تولیدکنندگان توجهی ندارند اهدافی که همه در خدمت ترویج فرهنگ بی بند وباری، حیازدایی و ابتذال در جامعه اند و در اشکال خورد تر خود قبح شکنی، ترویج مفاهیم و اصطلاحات خاص، بی قیدی، ترویج فرهنگ جنسی، ترویج گروهای مبتذل و فرهنگ رفتاری آنها و ناهنجاری را در پی دارند.

فقط این کلمات نیستند که با این اهداف روی تی شرت ها درج می شوند گاهی مارک های انها نیز خود به تنهایی مقاصد اینچنینی را دنبال می کنند و دستی بر اتش طرح های مروج فرهنگ برهنگی و جنسی در جوامع دارند به عنوان نمونه می توان به مارک d & g اشااره کرد مارکی که بسیاری برای پوشیدن آن سر و دست می شکنند. این علامت؛ مخفف dolce&gabana یعنی دلچه و گایانا که از معروف ترین نام ها در جهان فشن است، نام دو فردی است که طراحان لباس بازیگران هالیوودی هستند و مربوط به دو مرد همجنسگرایی است که با هم ازدواج کرده، پس از مدتی برای گسترش افکار پلید همجنسگرایانه خود با حمایت از طریق شبکه صهیونیستی توانستند یکی از صنعتگران معروف پوشاک در جهان شده و با چاب آرم های صهیونی و شیطان پرستانه بر روی لباسها و تیشرت ها افکار پست خود را در جهان پخش کنند.

این پوشش ها شکل و شمایل جذاب برای جوانان دارند، حس خودنمایی و متفاوت بودن انها را ارضا می کنداما متاسفانه بسیاری از کسانی که از این پوشش ها و نمادها استفاده می کنند به معانی و مقاصد طراحان و تولیدکنندگان توجهی ندارند اهدافی که همه در خدمت ترویج فرهنگ بی بند وباری، حیازدایی و ابتذال در جامعه اند

اما کلمات و نمادها جای خاصی در مدهای امروزی و اهداف ان دارند گاهی ازکنار نمادها و اشکال روی تی شرت ها و گردنبند و دستبندها به راحتی می گذریم و زیبایی بصری ان را برای پوشش خود که اولین پیام ما برای رساندن شخصیتمان هست انتخاب می کنیم در حالی که توجهیی به معنا و اهداف ان نداریم شاید برخی از این اشکال خیلی هم ساده به نظر برسند مثلا یک گیتار که نماد مروج موسیقی اسنت گیلاس که نماد شراب خواری و یا صلیب شکسته که سمبل نئونازیسم و گروه رش است و سایر نمادهایی که نماینده باورهای شیطان پرستانه هستند.

کلمات هم همین شکل را دارند بااین فرق که بهتر می توان از انها رمز گشایی کرد شاید بعد از خواندن این کلمات این سوال برای شما پیش آید که واقعا چرا عده ای چنین پوشش هایی را برتن می کنند که چنین مفاهیمی روی آن درج شده است؛ کلمات و اصطلاحاتی چون  Reaven به معنای اوج لذت جنسی بر روی تی شرت های دخترانه(١)،  KISS ME  به معنای مرا ببوس، COOL CAT متجاوز جنسی(٢)،HATE ME  گرمم کن،  DANCE ME با من برقص،  و یا عباراتی که مبلغ گروه های موسیقی و منحرفند مانند  W-AS-D  یک گروه موسیقی از سبک هوی متال به معنی ما هم جنس باز هستیم - عقاید وحشیانهو ضد اخلاقی این گروه به شیطان پرستان نیز معروفند (٣) شکل ها، کلمات و اصلاحات بسیاری که به نوعی به طور مستقیم یا غیر مستقیم با یک ناهنجاری اخلاقی و جنسی در ارتباطند و  هیچ تناسبی با فرهنگ اایرانی اسلامی ما ندارند.

در رواج این پوشش ها علاوه بر تاثیر منفی ما از رسانه ها و تقلیدهای بی ظابطه و مخرب، کم کاری مسئولین در ایجاد و ترویج مدهای ملی و مناسب و جذاب و فرهنگ سازی در زمینه فرهنگ پوشش نقش به سزایی دارند اما با این همه، کم کاری مسئولین و نبود پوشش داخلی بهانه مناسبی برای زیر سوال بردن شخصیت خود با استفاده از این نوع پوشش های خاص و معلوم الحال و صدمه به فرهنگ جامعه نیست. ایرانی بودن و فرهنگ غنی ایرانی اسلامی خود را به خاطر دیده شدن و حتی خوش تیب و آراسته! بودن به چه فرهنگی می فروشیم؟



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱٩ | ٩:۱۳ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

جنگ های خونین بر سر کلام خدا!

 

خدا

 

مقدمه

از جمله اصول اعتقادی مساله خدا شناسی است که ریشه و پایه ی سایر مباحث اعتقادی در انسان می شود. جهان بینی توحیدی در همه ی ابعاد آن منجر به شکل گیری حیاتی با مفهوم و هدفمند می گردد که انسان را به معنای حقیقی زندگی می رساند. از جمله مباحث خداشناسی بحث در صفات الهی است که یکی از آن ها مبحث کلام حق تعالی است. اینکه تفسیر صحیح از کلام خدا چیست موضوع اصلی این نوشتار است که در همین راستا به بحث از حقیقت قرآن نیز پرداخته می شود.

 

کلام حق تعالی و نظریات مختلف!

اندیشمندان اسلامی نظریات مختلفی را در باب کلامی الهی ارائه نموده اند. از جمله اشاعره یکی از گروه های متکلمان اسلامی که معتقدند حق تعالی دارای صفات زائد بر ذات است که همانند ذات حق تعالی قدیمند. از جمله این صفات الهی صفت کلام خداست که بر همین مبنا حق تعالی صاحب کلام است. ایشان کلام خدا را کلام نفی می نامند.

معتزله یکی دیگر از گروه های متکلمان قائل به آنند که کلام حق تعالی امری حادث است و همان فعل اوست یعنی همه ی خلقت خدا کلام او هستند. در این میان حکمای اسلامی هیچ یک از این نظریات را نپذیرفته اند!

 

نقد نظریات!

حکما متکلمان اشعری را در این نظریه نمی پذیرند. زیرا زائد بودن صفات حق تعالی بر ذات او سبب می شود که صفت خدا چیزی باشد و ذات او چیز دیگر! در حالی که در اصل صفات الهی چیزی جدای از ذات حق تعالی نیستند. هم چنین معتزله در باره ی کلام قائل به حدوثند یعنی کلام خدا را امری ازلی نمی دانند و این هم نمی تواند پذیرفته شود زیرا تا خدا بوده صفات او هم بوده اند. بعلاوه همه چیز، خلقت و فعل خداست ولی همه چیز کلام او نیست بلکه کلام چیزهایی منحصر در خلق الهی است!

 

حکما چه می گویند؟

حکمای اسلامی از جمله صدرالمتالهین شیرازی کوشیده اند تفسیر صحیحی را مطابق با آیات الهی درباره ی کلام ارائه نمایند. بر این اساس ایشان کلام الهی را انشاء کلمات تامه ی وجودی و انزال آیات محکم و غیر از آن در قالب الفاظ و عبارات می دانند. به عبارت دیگر کلام خدا همان سریان وجودی حضرت حق در همه ی موجودات است که در مرتبه ی نازل به صورت الفاظ و عبارات خود را نشان می دهد.

به حقیقت قرآن و فرقان جز با طی مراتب عالی عرفانی نمی توان رسید. امّا کتاب را که مرتبه ی اخیر کلام الهی و حقیقت خلقی قرآن است هر کس به اندازه ی توان ادراکی خود و میزان تقوا و طهارت نفس خود می تواند برسد و حقایقی از آن را دریافت نماید

قرآن کلام خداست

قرآن کلام الهی است که حقیقت آن نه این صورت مکتوب بلکه وجود جمعی و مرتبه ای در وجود حق تعالی است که همه ی حقایق به صورت وحدت در آن است و همان است که در شب قدر بر قلب پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) نازل شده است. حقیقت قرآن در مرتبه پایین تر فرقان است که همان حقایق وجودی به صورت کثیر است که به صورت شأن نزول های متعدد در طول 23 سال بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) نازل شده است. بنابراین قرآن و فرقان هر دو یک حقیقت دارند ولی مربوط به مراتب مختلف وجودند.

 

«کتاب» چیست؟

کتاب همان مرتبه ی اخیر کلام الهی و صورت نوشتاری است که حقیقت کلام حق تعالی را در کسوت الفاظ و عبارات نشان می دهد:

«و ما کنت تتلوا من قبله من کتاب و لا تخطّه بیمینک» (عنکبوت/ 48)

قرآن

 

چه کسانی می فهمند؟

برای ادراک کلام حق تعالی مرتبه ی قرآن و فرقان آن را که به تعبیری همان حقیقت رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) است باید جزء مطهّرون شد: «و لایمّسه ألّا المطهّرون؛ و جز پاکیزگان بدان راه ندارند.» (واقعه/ 79)

و از این رو به حقیقت قرآن و فرقان جز با طی مراتب عالی عرفانی نمی توان رسید. امّا کتاب را که مرتبه ی اخیر کلام الهی و حقیقت خلقی قرآن است هر کس به اندازه ی توان ادراکی خود و میزان تقوا و طهارت نفس خود می تواند برسد و حقایقی از آن را دریافت نماید.

 

عالم امر و عالم خلق

رمز مطلب در آن است که قرآن و فرقان مراتب عالی کلام الهی اند و مربوط به عالم امر پروردگار متعال هستند در حالی که کتاب و همین صورت نوشتاری و الفاظ الهی مرتبه ی اخیر کلام حق تعالی و مربوط به عالم خلق اند که ما انسان ها با مرتبه ی پایین کمالی شاید بتوانیم به حقایقی و معارفی از آن دست یابیم!

 

نظریه کلام حکما

با توجه به آنچه گذشت معلوم می شود که همان حقایق وجودی و خلقت الهی، کلام حق تعالی از نظر حکما است. بر اساس این نظریه کلام الهی نه قدیم است کاملاً و نه حادث است کاملاً، بلکه مراتبی از آن که مربوط به عالم امر است قدیم و در ذات الهی است و مراتبی از آن حادث و مربوط به عالم خلق حق تعالی می باشد. چنانکه مشاهده می شود نظریه ی حکما در باره ی کلام الهی کوشیده است میان نظریه معتزله و نیز اشاعره از گروه های متکلمان اسلامی نظریه ای میانه و معتدل را برگزیند.

قرآن و فرقان مراتب عالی کلام الهی اند و مربوط به عالم امر پروردگار متعال هستند در حالی که کتاب و همین صورت نوشتاری و الفاظ الهی مرتبه ی اخیر کلام حق تعالی و مربوط به عالم خلق اند

جنگ های خونین بر سر کلام خدا!

این موضوع وقتی اهمیت پیدا می کند که بدانیم با نظر به تاریخ تفکر و اندیشه ی اسلامی میان متکلمان اشعری و معتزلی سالیان طولانی جنگ و نزاع های فراوانی بر سر همین مساله ی کلام الهی بوده است! تا جایی که پای این بحث های عقلی به سیاست هم باز شده و حکومت ها با جانبداری از یک نظریه، قائلین به نظریه ی مخالف را متهم به کفر و الحاد و بعضاً دست به کشتار ایشان زده اند!!!

به راستی شاید عجیب باشد ولی تاریخ متکلمان و حکومت های اسلامی این مطلب را ثابت می کند و در این راستا شاید بتوان گفت که تئوری حکمای اسلامی نزاع تاریخی را از میان برمی دارد!

 

پایان سخن...

بحث از کلام الهی به عنوان یکی از صفات حق تعالی از جمله مباحث خداشناسی است که سابقه ی پرداختن به آن در میان سایر فرق اندیشمندان اسلامی وجود دارد. نظریه ی حکما که مبتنی بر آیات الهی قرآنی است می تواند تا حدّی ادراک و فهم ما از این حقیقت برتر را اقناع نماید!


 

منابع و مآخذ:

1- الشواهد الربوبیة- صدرالمتالهین شیرازی (ملاصدرا)- مشهد اول شاهد سوم

2- اسرار آیات- ملاصدرا (ره)

3- جهان بینی توحیدی- شهید مطهری (ره)

4- تاریخچه ی کلام اسلامی- حلبی

 

مطالب مرتبط:

کلام خدا برای برخی مضر است!

همت مضاف در کلام خدا و معصوم

اسماء با مسما (7)



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱٢ | ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()
 

اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، نسخه دوم نرم افزار پرسمان همراه را  با حدود 5000 پرسش و پاسخ دانشجویی در حوزههای مختلف اندیشه دینی آماده نموده است.

دانلود پرسمان همراه 2

(نسخه جاوا)

توجه:

استفاده از این برنامه رایگان بوده و بهیچ وجه استفاده مادی از آن مجاز نیست.

از همکاریتان در گسترش فرهنگ پرسش و پاسخ متشکریم.

امکانات

  • حدود 5.000 پرسش و پاسخ دانشجویی

    در گروه های علوم قرآن و حدیث، احکام، تربیتی و مشاوره، کلام و دین پژوهی، فلسفه احکام، اخلاق و عرفاناندیشه سیاسی، اجتماعی ـ فرهنگی، تاریخ و سیره و ...

  • جستجوی موضوعی

    یافتن پرسش و پاسخ از طریق فهرست الفبایی کلید واژه ها

  • جستجوی لفظی

    امکانات متنوع برای دسترسی به الفاظ و عبارات موجود در پرسش و پاسخ به طور مجزا

  • تعیین دامنه به صورت گروهی با محدود کردن تمامی قسمت ها به یک یا چند گروه علمی خاص

  • ارسال پرسش و پاسخ به دوستان از طریق ایمیل و پیامک

  • ذخیره سازی پرسش و پاسخ به صورت فایل متنی

  • ظاهر تمام گرافیکی و منحصر به فرد و سازگار با صفحات لمسی

  • امکان چرخش متن برای سهولت د‌ر مطالعه

  • ارسال سوال

    در این نسخه امکان ارسال سوال وجود دارد و مخاطبان می توانند از طریق خود برنامه سوالات خود را ارسال کنند.

     

  • به همراه: نرم افزار الرحمن (ویژه رایانه) ترتیل کامل قرآن کریم با امکان تکرار آیات تا 10بار و آموزش حفظ و امکانات متنوع

دانلود پرسمان همراه 2

(نسخه جاوا)

توجه:

استفاده از این برنامه رایگان بوده و بهیچ وجه استفاده مادی از آن مجاز نیست.

از همکاریتان در گسترش فرهنگ پرسش و پاسخ متشکریم.



تاريخ : ۱۳٩٢/٩/۱٦ | ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()
نماز روح تواضع و کوچکی در برابر خدا را در انسان زنده و تقویت می کند و عظمت الهی را در جای جای قلب انسان برقرار می سازد و هرگونه کبر وو نخوت را که زشت ترین صفت حیوانی است، از صفحه انسان می زداید.
 تواضع یکی از ویژگی ها و خصوصیات نمازگزار است. انسان، تواضع را در پرتو نماز بدست می آورد. یکی از اسرار نماز این است که خودبینی و تکبر را در هم می شکند و درس تواضع در برابر خداوند را می آموزد، زیرا نمازگزار در هر شبانه روز در هفده رکعت نماز واجب ۳۴ بار پیشانی بر خاک و زمین می نهد و به سجده می افتد که سمبل نهایت تواضع است و در سجده،خودش را همچون پر کاهی در میان اقیانوس بزرگ می نگرد، بلکه نقطه ای در برابر وجود بی نهایت خدا می بیند و به این ترتیب خود را بنده کوچک و ناچیز خدا دانسته و هرگونه خودخواهی و غرور را از خود دور می سازد.

در این باره حضرت زهرا(ص) می فرماید: خداوند ایمان را وسیله پاک شدن شما از آلودگی شرک و نماز را برای دوری و پاک نمودن شما از تکبر قرار داد". نماز گزار به و سیله نماز واقعی می تواند به مقام تواضع برسد، زینت نماز همین تواضع است. پیامبر گرامی اسلام شیرینی عبادت را تواضع و فروتنی می دانند و می فرمایند: هر کس که برای خدا فروتنی نماید خدای متعال رتبه او را بلند گرداند.

افعال و اذکار نماز، بیانگر تواضع است و به و سیله اینها تواضع درنماز ایجاد می شود. دعا و گریه از خوف خدا در نماز، بیانگر تواضع بیشتر در برابر عظمت خداوند است. رکوع حالت تواضع عبد در پیشگاه مقدس مولا است و رکوع نماز بیانگر این معنا می باشد که عبد از آلودگی به کبر و منیت و خودخواهی و خودپرستی پاک است. رکوع درمان کبر و شکننده کمر شیطان و اظهار ذلت ذلیل به طور عملی در برابر خداوند است. خم شدن در رکوع نشانه فروتنی، تواضع و خضوع است.

سجده با شرایط و سجده با خضوع و خشوع، سجده با حال، سجده با حقیقت، سجده ای که همه هستی انسان آن را همراهی کند نشانگر کمال تواضع و بندگی عبد نسبت به خدای سبحان است. سجده، نهایت خضوع و تواضع و فروتنی در مقابل خداوند است. سجده تذلل و اظهار کوچکی و خاکساری در برابر خداست.

مستحبات نماز و دعاهایی که در نماز و در تعقیبات آن آمده، همه و همه تواضع انسان را بیشتر می سازد. نماز روح تواضع و کوچکی در برابر خدا را در انسان زنده و تقویت می کند و عظمت الهی را در جای جای قلب انسان برقرار می سازد و هرگونه کبر وو نخوت را که زشت ترین صفت حیوانی است، از صفحه انسان می زداید. به این ترتیب نماز وسیله پرورش بزرگترین فضیلت معنوی و تکامل می گردد و آن فروتنی و کوچکی در برابر خدا است که موجب ارتقا مقام خواهد شد.

خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم سفارش می کند که در برابر مومنان متواضع و در برابر کافران سر سخت و نیرومند باشید. امام صادق (ع) می فرماید: خداوند به حضرت موسی بن عمران علیه السلام-وحی کرد ای موسی! آیا می دانی چرا تو را کلیم الله (همسخن) خودم کردم؟ موسی علیه السلام عرض کرد: نه! خداوند به او وحی کرد: ای موسی! من بندگانم را زیرو رو کردم و بررسی کامل نمودم، در میان آنها هیچ کس را در برابر خود فروتن و متواضع تر از تو ندیدم. سپس فرمود:ای موسی! تو هر گاه نماز می گزاری، گونه خود را به عنوان تواضع، روی خاک بر زمین می نهی.

به این ترتیب می بینیم از"کلیم الله" بودن موسی، و اخذ این مدال پر افتخار، تواضع او در نماز و غیر نماز، در برابر خداوند بوده است و به طور کلی پرستش، آمیخته با تواضع است و در نهاد هر انسانی پرستش وجود دارد. اسلام، این خواسته فطرت را به شیوه صحیح و منطقی،که تواضع در برابر خداست، هدایت نموده است و هر گونه تواضع کاذب مانند تواضع در برابر بت ها و خدایان ساختگی را مردود شمرده است.به عبارت دیگر، اسلام آن تواضعی را که موجب عزت نفس و پرواز روح و شکوفایی عوامل تکامل می شود امضا کرده، نه آن تواضعی را که موجب ذلت و خود باختگی و لگدکوب شدن شخصیت انسان می شود.

در نتیجه یکی از مهمترین و برترین صفاتی که یک نمازگزار باید داشته باشد تواضع و فروتنی است فروتنی زیبنده هر نمازگزاری است. تواضع و فروتنی و خاکساری، سبب برتری و بلندی آدمی می باشد و برتری جویی موجب سقوط وی است. بنابراین خوب است انسان تواضع را در غیر نماز هم همراه داشته باشد و در مقابل بندگان شایسته متواضع باشد.


تاريخ : ۱۳٩٢/٩/٥ | ٩:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

چرا اسلام کامل ترین دین است؟ هر کس می گوید که دین من کامل ترین دین است. ما مشاهده می کنیم که همه ادیان یک خدا می پرستند چه اسلام، چه بودا، چه یهود و چه مسیحیت حتی آن بت پرست نیز به خدا معتقد است. حتی بت پرستان به آن بت یا در اصل خدای درون وجودشان اعتقاد دارند. پس این دین اسلام چه خصوصیات برجسته ای دارد که آن را کاملترین دین می نامند؟

دین مبین اسلام در میان دیگر ادیان ویژگیهای ممتاز و منحصر به فردی دارد. بررسی جامع و گسترده این امتیازات در گرو بررسی‏های گسترده و فراخی است .در این مجال به اختصار پاره‏ای از آنها را می‏کاویم : امتیازات اسلام
1. خردپذیری و خردپروری
از امتیازات مهم اسلام، عقلانیت، خردپذیری و بالاتر از آن خردپروری آموزه‏های آن است. این مسئله در امور مختلفی نمودار است؛ از جمله:
1‌ـ1. نظام فکری و عقیدتی اسلام: (مانند خداشناسی، هستی‏شناسی، انسان‏شناسی، راهنماشناسی و فرجام‏شناسی)؛
2‌ـ1. نظام اخلاقی اسلام؛
3‌ـ1. نظام رفتاری و قوانین و دستورات عملی؛
4‌ـ1. دعوت به تحقیق و پرسشگری در انتخاب دین.
خردپذیری آموزه‏های اسلام، از چنان وضوح و روشنی برخوردار است که قرآن مجید، آدمیان را به بررسی هوشمندانه و انتخاب خردمندانه دین دعوت کرده و هر گونه تحمیل و اجبار و پذیرش کورکورانه دین را نهی می‏کند: «فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ141؛ پس بشارت ده بندگانم را، آنان که به سخنان گوش فرا داده و برترین را بر می‏گزینند» و «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَینَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَی»142؛ «هیچ‌گونه تحمیل و اجبار در امر دین روا نیست؛ به خوبی راه هدایت از ضلالت روشن شد». اما مسیحیت کنونی به علت قرار گرفتن در تنگناهای شدید معرفتی و ناتوانی در حل رابطه تثلیث و توحید و تجسد و خداانگاری مسیح، به جداسازی و گسست ایمان از معرفت فتوا داده و دین و ایمان را با عقل و خرد بیگانه ساخته است!143
پروفسور لگنهاوزن144 می‏گوید: «چیزی که در اسلام بیش از همه، برای من جاذبه داشت، این بود که چقدر این دین از پرسش‏های انسان استقبال می‏کند و همواره دعوت به تحقیقات بیشتر در تعالیم دین می‏کند».145
همو می‏گوید: «وقتی از کشیش‏ها می‏پرسیدم که من نمی‏فهمم چه طور خدا یکی است و سه شخص است؟ در اکثر موارد جواب می‏گفتند که ما نمی‏توانیم به درک این آموزه برسیم. تنها خدا می‏داند که حقیقت این امر چیست. این رمزی است که فقط خدا آن را می‏داند و عقل در اینجا به بن بست می‏رسد! از جمله چیزهایی که برای بنده خیلی جالب بود، این بود که در اسلام نگفته‏اند اصول دین را چشم و گوش بسته بپذیر؛ بلکه دعوت کرده‏اند که بپرس. مخصوصاً این خصلت در میان شیعیان خیلی بیشتر است»146
خانم مارگریت مارکوس (مریم جمیله) نیز در این زمینه می‏نویسد: «پس از آنکه عقاید همه کیش‏های بزرگ را مورد بررسی قرار دادم، به این نتیجه رسیدم که به طور کلی مذهب‏های بزرگ یکی بودند؛ ولی به مرور زمان فاسد شده‏اند. بت‏پرستی، فکر تناسخ و اصول طبقه‌بندی در کیش هندویی سرایت کرد. صلح‏جویی مطلق و انزوا از مشخصات کیش بودایی شد. پرستش آبا و اجداد جزء عقاید کنفسیوسی، عقیده اصالت گناه و تثلیث و در نتیجه آن مفهوم خدایی مسیح و شفاعت به استناد مرگ ادعایی عیسی بر روی دار در مسیحیت، انحصارطلبی ملت برگزیده یهود و... نتیجه این انحرافات است. هیچ یک از این اندیشه‏هایی که مرا منزجر ساخته بود، در اسلام پیدا نمی‏شد؛ بلکه به صورت روزافزونی احساس می‏کردم که تنها اسلام آن مذهب اصیلی است که طهارت خود را حفظ کرده است. سایر مذهب‏ها فقط و فقط بعضی اجزای آن، مقرون با حقیقت است؛ ولی فقط اسلام است که تمام حقیقت را حفظ کرده است»147
2ـ اسلام و علم
به رغم آنچه در تعارض و ناسازگاری مسیحیت با علم و معرفت بیان شد، دین اسلام با دانش و معرفت، پیوندی نزدیک و ناگسستنی دارد. وفاق و آشتی دین و دانش در اسلام در سه حوزه چشمگیر و در خور توجه است:
یک) تشویق به فراگیری دانش
در این عرصه اسلام گوی سبقت از هر مکتب و آئینی را ربوده است و از این هم فراتر رفته و کسب دانش‏های لازم در جهت تأمین نیازمندی‏های دنیوی و اخروی را ضروری دانسته است؛ چنان که پیامبر اکرم(‏ص) فرمود: «ان طلب العلم فریضة علی کل مسلم؛148 همانا علم آموزی بر هر مسلمانی واجب است.»
و نیز آمده است: عالمی که از دانش او بهره برند از هفتاد هزار عابد برتر است.149 در کتاب‏های روایی و نصوص دینی ابواب مفصلی در این زمینه وجود دارد.150
دو) تقویت روحیه علمی:
اسلام روحیه پژوهشگری را ارج می‏نهد و در مسیر حقیقت‏یابی و معرفت اندوزی هیچ مانعی نمی‌نهد. قرآن مجید آوای تحقیق و جست‌وجوی آزاد و گزینش رهاورد معقول پژوهش را صلا داده و فرموده است: «بشارت ده بندگانی را که به سخنان گوش فرا داده و برترین آنها را برمی‏گزینند.»151
سه) دارا بودن مضامین علمی:
نصوص دینی اسلام آکنده از مضامین و مطالب علمی است. در این عرصه اسلام هم در بردارنده مبانی و پیش‌فرض‏های عام و متافیزیکی علوم است و هم دارنده بسیاری از گزاره‏های علمی، به گونه‏ای که یکی از وجوه اعجاز کتاب آسمانی اسلام اعجاز علمی آن شناخته شده تا آنجا که دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان صدها کتاب در باب رهاوردهای علمی قرآن به نگارش درآورده‏اند.
از جهت سازگاری با علم و دانش بشری نیز اسلام کارنامه درخشانی دارد. موریس بوکای،152 دانشمند فرانسوی، به دو امتیاز اساسی در این رابطه اشاره می‏کند:
1‌ـ غنای فراوان قرآن در حوزه مسائل علمی؛ در حالی که عهد قدیم (تورات) و عهد جدید (انجیل) نسبت به بسیاری از آنها ساکت و فاقد اطلاعات و داده‏های مشخصی هستند.153
2‌ـ استواری و توافق داده‏های قرآن با دستاوردهای متقن و معتبر علوم روز؛ در حالی که عهد عتیق و اناجیل به تعارضات آشتی‌ناپذیری در این زمینه مبتلا هستند. بوکای می‏نویسد: «من بدون سبق ذهن و با عینیت کامل، ابتدا به قرآن توجه کردم و خواستم درجه سازگاری این متن را با معلومات علمی امروز بسنجم... در پایان کار بر من مسلّم شد که قرآن، به ایجاب و اثبات هیچ مطلبی نمی‏پردازد که در این دوره معاصر، بتوان آن را از نظر گاه علمی محل انتقاد و تردید قرار داد.
براساس همین روش عینی، عهد عتیق و اناجیل را نیز مطالعه کردم. در مورد عهد عتیق به هیچ وجه نیازی نبود که پا را از کتاب نخست آن؛ یعنی، سفر تکوین (پیدایش) فراتر بگذارم، تا به تأکیداتی آشتی‏ناپذیر، با معلومات متقن علمی این روزگار برخورد کنم!
در همان صفحه اول انجیل نیز، شجره و نسب عیسی‏(علیه‏السلام) ما را دچار اشکال می‏کند؛ زیرا در این باب متن انجیل متی با متن انجیل لوقا آشکارا در تناقض است. درباره تاریخ ظهور بشر بر روی زمین نیز مطالب انجیل لوقا با معارف امروزی کاملاً ناسازگار است».154
البته اسلام در این باره، امتیاز اساسی دیگری نیز بر مسیحیت دارد و آن نوع نگاه اسلام به علم و دانش است. اسلام دینی است که به گسست‌ناپذیری علم، عقل، ایمان، معرفت و رستگاری فتوا می‏دهد.155 اما به اعتقاد رسمی مسیحیت شجره ممنوعه ‌ـ که آدم و حوا به جرم خوردن آن از بهشت رانده شدند و به تبع آن همه انسان‏ها مورد خشم الهی قرار گرفته و گنهکار شدند ‌ـ چیزی جز شجره معرفت و دانش نیک و بد نبوده است: «پس گرفته خداوند پروردگار آدم را در بهشت عدن قرار داد تا او را رستگار و مورد عنایت خود سازد و آدم را امر نموده، چنین گفت: آنچه از درختان خواهی بخور؛ اما مبادا که از درخت معرفت نیک و بد بخوری که هر گاه از آن بخوری خواهی مرد».156
در باب سوم می‏گوید: خداوند پس از تخلف آدم چنین گفت: «اکنون انسان مانند یکی از ما شده که نیک و بد را تمیز می‏دهد و اکنون است که دست دراز کند و از درخت حیات نیز بخورد و تا ابد زنده بماند؛ پس او را از بهشت عدن بیرون کرد...».157
بر اساس این آموزه، جست‌وجوی دانش و معرفت در تعارض با رستگاری و خلود انسان در بهشت است. به عبارت دیگر، چنین وانمود می‏کند که یا باید رستگاری در بهشت را برگزید و یا در جست‌وجوی دانش و معرفت برآمد. پس آنکه بهشت و رستگاری می‏خواهد، باید از پیمودن طریق دانش و معرفت فاصله گیرد و آنکه دانش و معرفت می‏جوید، باید بهای سنگین خروج از بهشت و سعادت جاودان را بپردازد!
استاد مطهری در این باره می‏نویسد: «بر اساس این برداشت همه وسوسه‏ها، وسوسه آگهی است؛ پس شیطان وسوسه‏گر همان عقل است»158.

3ـ کتاب معصوم الهی
یکی از مهم‏ترین امتیازات اسلام بر دیگر ادیان، «کتاب آسمانی» آن است. قرآن‏مجید، از چند جهت بر کتاب‏های دیگر ادیان امتیاز دارد. برخی از این جهات عبارت است از:
1‌ـ3ـ کلام الهی؛ قرآن مجید کتابی است که تماماً از سوی خداوند، بر پیامبر(ص) نازل شده و تمام الفاظ و کلمات به کار رفته در آن، عیناً کلام الهی است. به دیگر سخن، اسلام تنها دینی است که مستقیماً کلام خدا را در دسترس بشر قرار می‏دهد و انسان را با سخن او آشنا می‏سازد؛ در حالی که دیگر ادیان، از چنین امر مهمی تهی بوده و حتی ادعای آن را ندارند.
دکتر موریس بوکای می‏نویسد: «فرق اساسی دیگر میان مسیحیت و اسلام ‌ـ در مورد کتاب‏های مقدس ‌ـ این است که مسیحیت متنی ندارد که از طریق وحی نازل شده و تثبیت گردیده باشد؛ اما اسلام قرآن را دارد که با ضابطه بالا می‏خواند.
قرآن بیان و گزاره وحیانی است که از طریق جبرئیل به محمد(ص) رسیده است. بر خلاف اسلام، اصول مذهبی مبتنی بر وحی در مسیحیت، بر پایه گواهی‏های متعدد و غیر مستقیم افراد انسانی استوار است و بر خلاف تصور بسیاری از مسیحیان، هیچ‌گونه قولی در دست نیست که واسطه نقل آن، یک شاهد عینی زندگانی عیسی(علیه‏السلام) باشد»159.
توماس میشل ‌ـ استاد الهیات و کشیش مسیحی ‌ـ می‏نویسد: بر خلاف قرآن، کتاب مقدس مجموعه‏ای بین 66 تا 73 کتاب است که در طول 1500 سال تألیف شده و شمار بزرگی از مؤلفان ‌ـ که تاریخ نام بسیاری از آنها را فراموش کرده ‌ـ برای تهیه آن به عملیات پیچیده‏ای پرداخته‏اند.
او همچنین می‏گوید: «اصولاً مسیحیان نمی‏گویند خدا کتاب‏های مقدس را بر مؤلفان بشری املا کرده است؛ بلکه معتقدند او به ایشان برای بیان پیام الهی به شیوه خاص خودشان و همراه با نگارش مخصوص و سبک نویسندگی ویژه هر یک، توفیق داده است».160
میشل اشاره می‏کند که نویسندگان کتاب‏های مقدس، معصوم نبوده و دچار محدودیت‏های علمی و تنگناهای زبانی بوده و به رنگ زمان خود در آمده بودند و لاجرم خطاهایی نیز در کتاب مقدس به یادگار نهاده‏اند: «گاهی این نویسنده بشری، نظریات غلط یا اطلاعات اشتباه‏آمیزی دارد که اثر آن در متن کتاب باقی می‏ماند»161.
رابرت ا. هیوم نیز می‏نویسد: «اسلام، از این جهت که متن مقدس آن صریحاً وحی خداوندی به یک فرد خاص ‌ـ بنیانگذار این دین ‌ـ است، در میان همه ادیان جهان منحصر به فرد است. در قرآن سخنگوی اصلی خداست...»162.
2‌ـ3ـ تحریف‌ناپذیری؛ قرآن کتابی است تحریف‏ناپذیر که همواره اصالت و عصمت خود را در طی قرون حفظ و دست بشر را از دستبرد تحریف کوتاه کرده است؛ در حالی که هیچ یک از ادیان موجود، از این ویژگی برخوردار نیست. «عصمت» امری افزون بر اصل الهی بودن پیام قرآن است و برای آن می‏توان مراحل زیر را ذکر کرد:
1‌ـ2‌ـ3ـ عصمت از ناحیه نازل کننده (خداوند)؛163
2‌ـ2‌ـ3ـ عصمت از ناحیه حاملان وحی و فرشتگان رساننده به پیامبر(ص) ؛164
3‌ـ2‌ـ3ـ عصمت در دریافت وحی از سوی پیامبر(ص)؛165
4‌ـ2‌ـ3ـ عصمت در ابلاغ وحی به مردم از سوی پیامبر(ص)؛166
5‌ـ2‌ـ3ـ عصمت در بقا و استمرار تاریخی وحی در میان بشر تا پایان تاریخ.167
به اعتقاد مسلمانان، کتاب‏های آسمانی نازل شده بر پیامبران پیشین نیز از نظر عصمت در چهار مرحله نخست با قرآن مجید همتا و همپا‏ هستند؛168 لیکن مرحله پنجم عصمت (تحریف‏ناپذیری ابدی در میان مردم) از اختصاصات قرآن است.
3‌ـ3ـ معجزه جاوید و سند رسالت؛ پیامبران برای اثبات رسالت خود، معجزه آورده‏اند؛ لیکن کتاب آسمانی آنها، غیر از معجزه و سند رسالتشان بوده است. اما قرآن خود معجزه است؛ یعنی هم کتاب رسالت است و هم برهان صدق آن. از طرف دیگر این کتاب معجزه‏ای جاودان و باقی و سندی زنده بر رسالت است که قرن‏ها و عصرها را در می‏نوردد و همگان را به تحدّی می‏طلبد. در حالی که معجزات پیامبران پیشین، فقط نزد حاضرین مشهود بوده و اثری از آن باقی نیست و جوامع بشری از مشاهده آن محرومند.169
افزون بر آن کتاب آسمانی اسلام، امتیازات بیشماری از جهت محتوایی دارد که بررسی آنها مجالی فراخ‏تر می‏طلبد.
4ـ جامع بودن
از دیگر ویژگی‏های اسلام در برابر دیگر ادیان، جامع بودن آن است. اسلام برنامه تکاملی بشر تا پایان تاریخ را به ارمغان آورده است. جان دیون پورت می‏نویسد: «... قرآن مطابق تحقیقات کومب با انجیل فرق دارد؛ زیرا انجیل دارای مکتب و روش فقاهتی نیست؛ بلکه به طور کلی محتویات آن مرکب است از قصص و روایات و بیانات تحریض و ترغیب بشر در نشر عواطف و احساسات عالی و فداکاری و... ولی هیچ نوع عامل و رابطه منطقی جالب و جاذبی که این معانی را با یکدیگر ربط دهد، در انجیل وجود ندارد. از این گذشته قرآن مانند اناجیل نیست که فقط به عنوان میزان و شاخصی درباره عقاید دینی و عبادت و عمل درباره آن شناخته شده است؛ بلکه دارای مکتب و روش سیاسی نیز هست؛ زیرا تخت و تاج یا به تعبیر دیگر اساس دستگاه و سازمان سیاسی، روی این شالوده ریخته شده و هر نوع قانونی برای اداره امور کشور، از این منبع گرفته می‏شود. و بالاخره کلیه مسائل حیاتی و مالی با اجازه همین منبع و مصدر قانون‏گذاری، حل می‏شود.170 و171
5ـ نظام حقوقی اسلام
از جمله امتیازات انحصاری اسلام بر دیگر ادیان، نظام حقوقی اصیل آن است. این مسئله بسیاری از اندیشمندان غرب را به تحسین و اعجاب وا داشته است. اگر چه این مسئله در ذیل نظام رفتاری و بحث از «جامعیت اسلام» قابل بررسی است، لیکن به جهت اهمیت ویژه‏ای که دارد به طور مستقل مورد بررسی قرار می‏گیرد. اولین نکته قابل توجه، نقش بی‏بدیل اسلام در بنیان‏گذاری و توسعه حقوق بین الملل است.
مارسل بوازار172 پژوهشگر انستیتوی تحقیقات عالی حقوق بین‏الملل در ژنو، می‏نویسد: «در قرون وسطی هر وقت رکودی در قوانین مسیحیت روی می‏داد صاحب نظران از حقوق اسلامی استفاده می‏کردند. در قرن سیزده میلادی در چند دانشگاه اروپا، مبانی فقه اسلامی مورد پژوهش قرار گرفت. اگر فلسفه تأسیس دانش حقوق بین‏الملل را دگرگونی در روابط ملت‏ها و جلوگیری از تجاوز زورمندان و توانگران و برابری و برادری انسان‏ها بدانیم؛ باید اذعان کنیم که پیغمبر اسلام‏صلی الله علیه وآله بنیانگذار حقوق بین‏الملل بوده است».173
اصول حقوق بشر در اسلام
حقوق بشر و یا حقوق بین الملل اسلامی دارای اصولی چند است؛ از جمله:
1. اصل حرمت و کرامت انسان؛
2. اصل عدالت، برابری و نفی تبعیض؛
3. اصل صلح و همزیستی مسالمت‏آمیز؛
4. اصل وفای به عهد؛
5. اصل تفاهم و رواداری؛
6. اصل مشارکت و همکاری‏های بین‏المللی؛
7. اصل حمایت از ملل تحت ستم و...174.
اصول یاد شده در نگاه اندیشمندان غربی، مورد توجه قرار گرفته است. مارسل بوازار در مورد اصول همزیستی مسالمت‏آمیز و تفاهم می‏نویسد: «در مورد پیروان ادیان الهی باید گفت اصولاً اسلام، آنها را مورد حمایت خود قرار داده و امنیت کاملی در جامعه اسلامی دارند. آنان می‏توانند طبق دستورات دینی خود آزادانه عمل کنند، به خصوص که در قرآن نیز رعایت حقوق آنان توصیه شده است. این تساهل دینی در مسیحیت و یهود، مطلقاً وجود نداشته و به ویژه پیروان دین یهود، ناگزیر از انجام فریضه‏های بسیار سخت و توان فرسا بوده‏اند»175.
وی می‏نویسد: «در دیانت یهود، برتری نژادی وجود دارد و در برادری مسیحیت، رابطه الهی بر جنبه‏های عملی آن در زندگی اجتماعی غلبه یافته و در شرایط امروز قابل اجرا نیست. اما در دیانت اسلام این افراط و تفریط به چشم نمی‏خورد... این تفکر که از قرآن نشأت می‏یابد، به دیانت اسلام سودای جهانشمولی می‏بخشد. اسلام به دنبال ساختن جهانی است که همه مردم ‌ـ حتی آنان که به دین سابق خویش وفادار مانده‏اند ‌ـ با تفاهم، همکاری، برادری و برابری کامل زندگی کنند».176 و 177
6ـ خاتمیت
اسلام دین خاتم است و این خاتمیت، ارکان و لوازمی دارد؛ از جمله:
1‌ـ6. نسخ شرایع پیشین؛ هر پیامبری که شریعتی به ارمغان آوَرْد، شریعت پیشین را نسخ کرد و اسلام ‌ـ به عنوان آخرین شریعت و برنامه کامل سعادت بشر از سوی خداوند ‌ـ ناسخ همه شریعت‏های پیشین است.
2‌ـ6. نسخ ناپذیری؛ دین و شریعت اسلامی به لحاظ خاتم بودنش، از پایایی و ماندگاری برخوردار است. این دین هرگز نسخ نخواهد شد و شریعت دیگری جایگزین آن نمی‏شود.
3‌ـ5. همگانی بودن؛ لازمه ناسخ بودن و پویایی اسلام، آن است که این دین، بدیل‏ناپذیر، همگانی و یگانه پرچمدار دعوت به سوی توحید و وحدت بخش همه آدمیان تحت لوای توحید و یگانه شریعت و قانون سعادت‏آفرینِ خداوند باشد. ویژگی‏های دیگری نیز در باب جاذبه‏های اسلام و امتیازات معارف آن وجود دارد که به جهت اختصار از ذکر آنها خودداری می‏شود.
7ـ نفی نیست انگاری178
یکی از امتیازات اساسی اسلام، در برابر برخی از دیگر ادیان به ویژه مسیحیت، پیراستگی آن از درون‏مایه‏های نیست انگارانه و نفی زمینه گرایش به نیهیلیسم179 (نیست انگاری) است. به تعبیر پروفسور فلاطوری، در اسلام عنصری یافت نمی‏شود که بهانه به دست نیست انگاری چون نیچه180 دهد تا در این حوزه فرهنگی، حکم به نیست انگاری کند. توضیح اینکه نیچه؛ نیهیلیسم را مفهومی دو پهلو می‏داند که یکی از وجوه آن نیست انگاری به معنای قدرت روح و به تعبیر وی «نیهیلیسم فعال» است و دیگری نیست انگاری به معنای سقوط و زوال قدرت روح (نیهیلیسم منفعل)181. نیست انگاری منفعل، از تباه شدن قوه خلاّقه و از بی‏هدفی و آنچه معنای حیات و ارزش‏های واقعی را تشکیل می‏دهد، ناشی می‏شود182.
نیهیلیسم فعال، بر ملا کننده بیهودگی مطلق و به تعبیر دیگر افشاگر نیهیلیسم منفعل است. نیست انگاری منفعل، به گذشته فرهنگ مغرب زمین تعلق دارد و بنیاد آن از نظر نیچه، تصور متافیزیکی افلاطونی و باور دینی مسیحیت است. عمده‏ترین عنصر مسیحی ‌ـ افلاطونی مورد توجه وی، نگاه منفی به جهانی است که ما در آن زندگی می‏کنیم. باور افلاطونی و ایمان مسیحی، این جهان را که ما در آن زندگی می‏کنیم، جهانی خیالی و ساختگی، غیر واقعی و دروغین و بد و زشت می‏پندارد183. او مسیحیت را مذهبی نیست‏انگارانه می‏خواند184 و می‏گوید: آری، نیست‏انگاری و مسیحیت هم قافیه‏اند و نه تنها هم قافیه که برازنده هم هستند.185
در مقابل، دو عنصر اساسی در تعالیم اسلامی وجود دارد که راه را بر بسیاری از انتقادات وارد بر مسیحیت و یهودیت ‌ـ از جمله این نگرش نیچه ‌ـ می‏بندد. آن دو عنصر عبارت است از: 1. یکتا پرستی مطلق که مضمون و محتوای اصلی ایمان دینی اسلام را تشکیل می‏دهد. 2. نگرش مثبت به جهان به عنوان اصل و مبنای حیات.
در این نگرش، پیامبر، دارای ذات و قلمروی الهی ‌ـ به معنای قلمروی حقیقی و واقعی که در برابر جهان غیر واقعی و در مقابل جهان ظاهر قرار گرفته است186 ‌ـ نمی‏باشد. در دین اسلام بین جهان بود و نُمود، انفصال نیست و جهان نمود، به اندازه جهان بود، واقعی است. بنابراین تعالیم اسلام بهانه به دست کسی نمی‏دهد تا بر آن انگ نیست انگاری زند و همین مسئله باعث می‏شود که نیچه نیز در ضمن نفی مسیحیت ‌ـ به عنوان مذهبی نیست‏انگارانه که حیات را نابود می‏سازد و علم و فرهنگ را به تباهی می‏کشاند ‌ـ از اسلام تعریف و تمجید کند.
او می‏نویسد: «مسیحیت، ما را از ثمرات تمدن عهد باستان و بعدها از دستاوردهای تمدن اسلامی محروم کرد. فرهنگ و تمدن اسلامی در دوران حکمرانان مسلمان اندلس ‌ـ که در اساس با ما خویشاوندتر از یونان و روم بوده و در معنا و مفهوم و ذوق و سلیقه گویاتر از آنها است ‌ـ، لگدمال شد؛ چرا این تمدن لگدمال شد؟ برای آنکه اصالت داشت... برای آنکه به زندگی آری می‏گفت...»187.
8ـ عدم حاجت به عصری کردن دین
نبود نص الهی در ادیان دیگر و تعارض آموزه‏های کتب مقدس با ره آوردهای علمی و حاجات عصری، اندیشمندان و متألهان غرب را بر آن داشت که به عصری کردن دین، روی آورند؛ زیرا نه چشم‏پوشی از دستاوردهای نوین علمی و نیازهای عصری امکان‏پذیر می‏نمود و نه با تعارض می‏توان زیست و نه متون مقدس از چنان اعتبار و وثاقت و درونمایه‏ای بر خوردار بود که بر علم پیشی گیرد. از این رو یا باید با دین معارض عقل و علم، خداحافظی کرد و یا برای جمع بین دینداری و زیستن در زمان حال، دین را به رنگ زمانه درآورد و این گزینه مقبول اندیشمندان غربی شد.
منظور از عصری کردن دین، جایگزین ساختن دین یا کتاب‏های آسمانی جدید و تغییر پیاپی آنها، همگام با تحولات عصری نیست؛ بلکه تغییر فهم و ارائه قرائت‏های گوناگون از دین به تناسب تحولات فکری، فرهنگی و تاریخی است.
به عبارت دیگر، اگر کتاب مقدس سخن خدا نباشد و نویسندگان آن برداشت خود از پیام الهی را نگاشته باشند، ‌ـ برداشتی که تابع فرهنگ زمان و علوم و دانسته‏های آن زمان بوده و عاری از خطا و اشتباه نمی‏باشد ‌ـ هیچ دلیل منطقی بر تعبّد در برابر نص نخواهد ماند و هر کس می‏تواند دین را مطابق پسند و فرهنگ حاکم بر زمان خود ‌ـ بدون داوری و سنجش کتاب مقدس ‌ـ فهم و تفسیر کند؛ زیرا آنچه در کتاب مقدس است، کلام مستقیم الهی نیست؛ بلکه فهمی از آن است، بدون آنکه نویسنده آن و فهم او از پیام خدا، برتر از فهم انسان امروزی باشد.
چنین چیزی در نهایت به آنارشیزم معرفتی188 خواهد انجامید و راه هرگونه ارزش داوری189 در باب بسیاری از برداشت‏های گوناگون را مسدود خواهد ساخت؛ زیرا در اینجا نه می‏توان «نص محور»190 بود و نه «مؤلف محور»191، زیرا نصی الهی وجود ندارد و آنچه هست تفاسیر و تجربه‏های مؤلفان بشری است، و چون نص الهی در میان نیست، راهی به سوی فهم مراد شارع نیز وجود ندارد. پس تنها یک راه می‏ماند و آن «مفسّر محوری»192 است. بنابراین، دین امری کاملاً شخصی و عصری می‏شود؛ زیرا چنین دینی، چیزی جز معرفت دینی و برداشت مفسر نیست و هیچ نص و متن نهایی وجود ندارد که بتوان معرفت دینی را با آن موزون کرد و مورد سنجش قرار داد.
اما در اسلام، مسئله کاملاً برعکس است. در دسترس بودن متن وحی، جامعیت دین، هماهنگی اسلام با علم و عقل، اجتهاد زنده و پویا، هماهنگی دین با فطرت ثابت بشری، وجود قوانین ثابت برای نیازهای ثابت و قوانین متغیر برای نیازهای متغیر و بسیاری از عوامل دیگر، حاجت به عصری شدن و لجام گسیختگی در تفسیر دین را مسدود می‏سازد. آنچه در اینجا لازم است تنها شناخت نیازهای نو شونده در طول زمان و عرضه آنها بر منابع دینی و گرفتن پاسخ از دین بر اساس متدلوژی فهم دین است. اگر چه در این عرصه نیز گاه برداشت‏های متفاوتی رخ می‏نماید؛ اما چند تفاوت اساسی در اینجا وجود دارد؛ از جمله:
1. وجود برداشت‏های متفاوت، تنها در پاره‏ای از آموزه‏های دینی؛ یعنی، برخی از امور ظنی است نه همه آنها و شامل امور یقینی و ضروری نمی‏شود.
2. نص معتبر و خدشه ناپذیری وجود دارد که ملاک و معیار سنجش است و لاجرم هرگز به آنارشیزم معرفتی نمی‏انجامد.
افزون بر آنچه گذشت امتیازات دیگری برای اسلام قابل شمارش است؛ از جمله: مورد بشارت انبیای پیشین بودن و اعتبار پذیری ادیان الهی و پیامبران پیشین از اسلام و... که به جهت اختصار از بررسی آنها خودداری می‏شود.193



تاريخ : ۱۳٩٢/۸/٢٩ | ۳:٠٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

نام:‌قرآن

 شهرت: فرقان- تنزیل

  محل تولد: مکه- غار حرا

 تاریخ تولد: سال اول بعثت

 سن:1441‌ سال

 تعداد سوره: 114‌ سوره

 تعداد آیه: 6666 آیه

  تعداد کلمه:77807 

  تعداد حروف: 322374

 تعداد جزء: 30 جزء

  تعداد حزب:120‌ حزب

 اولین سوره نازل شده: سوره علق

 آخرین سوره نازل شده: سوره فتح

 بزرگترین سوره: سوره بقره

 کوچک‌ترین سوره: سوره کوثر

 قلب قرآن: سوره یس

 مادر قرآن: سوره حمد

 عروس قرآن: سوره الرحمن

 تعداد سوره‌هاى مدنی: 28‌ سوره

 اولین گردآورنده به ترتیب نزول و تاویل: حضرت علی(ع)

  سوره‌اى که بسم‌الله ندارد: سوره توبه

 سوره‌اى که دو بسم‌الله دارد: نمل

نخستین چاپ قرآن: در سن پطرزبورگ (روسیه) ـ سال 1787 میلادی

 نخستین چاپ قرآن در ایران: در شهر تبریز ـ سال 1244 هجرى قمری

 تعداد سوره‌هاى مکی: 86‌ سوره

  مدت نزول : 23 سال



تاريخ : ۱۳۸٩/٧/۱٠ | ۱:۳٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

خدا شناسی و راه های اثبات وجود خدا.

پرسش:
خدا کیست یا چیست؟ نحوه اثبات خدا چگونه است؟
پاسخ:

تصور ذات خداوند برای ما که موجوداتی محدود و مادی هستیم، امری است محال  و معرفت بشری نمی تواند به کُنه ذات پروردگار دست یابد. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «همت ها هر اندازه دورپردازی کنند، او را نمی یابند و زیرک ها هر اندازه در ژرفای دریای اندیشه فروروند، به او نائل نمی گردند.[1]»

عدم امکان معرفت حقیقی ما به ذات پروردگار متعال، به این دلیلی است که ذات باریتعالی نامحدود است و ما محدود، و محدود به کنه نامحدود راهی ندارد. علاوه، ما پیوسته در زندگانی مادی خود به یک سلسله معلولات جسمانی که آغشته به یک رشته قیود جسمانی و زمانی و مکانی می باشند، گرفتاریم و هیچ گاه حواس و تخیل ما یک موجود بی قید و شرط و مطلق را نمی تواند تصور کند. در عین حال ما یقین داریم که خدایی وجود دارد، زیرا این جهان هستی نمی تواند بدون خالق و مدبر باشد، پس خالق توانایی دارد.

حضرت علی علیه السلام می فرماید: «تو آن خدایی هستی که در عقل ما نمی گنجی تا در معرض وزش اندیشه ها نقش پذیر کیفیات بشوی، و نه تحت کنترل فکر در می آیی تا محدود و قابل تغییر باشی.[2]»

در بعضی از روایات آمده است: «هم چنان که از چشم ها پنهان است، از عقل ها پنهان است.»

آن چه از سخنان معصومین علیهم السلام استفاده می شود، محدودیت قدرت سیر عقلانی بشر است، نه ناتوانی و ممنوعیت کامل عقل بشر. بنابراین گر چه خداوند را بطور کامل نمی توان شناخت، ولی اولا اصل وجودش را نمی توان انکار کرد، و ثانیا با استفاده از شناخت صفات او می توان به یک شناخت نسبی رسید و گفت: خداوند وجود مطلق، کمال مطلق، غنای مطلق، قدرت مطلق، علم مطلق و بطور کلی ذاتی است که دارای تمام کمالات و فاقد هرشناخت هر یک از این راه ها، نیازمند شرح و توضیحات فراوان است که در این مختصر نمی گنجد. ما در اینجا توضیح مختصری داده و توضیح مفصل را در مراجعه شما به کتب های مفصل خداشناسی و راه های اثبات وجود خدا می دانیم[3].

مراد از راه دل یا فطرت این است که انسان به سبب ساختمان خاص روحی خود، متمایل و خواهان خدا آفریده شده است. در انسان، خداجویی و خداخواهی و خدا پرستی نهاده شده است. همچنانکه غریزه جستجوی مادر در طبیعت کودک نهفته شده است.

خدا خواهی و خدا جویی نوعی جاذبه معنوی است میان کانون دل و احساسات انسان از یک طرف، و کانون هستی یعنی کمال مطلق، از سوی دیگر و انسان بدون آن که خود بداند، تحت تاثیر این نیروی مرموز قرار دارد.

دانمشندان روان شناس و روان کاو، در قرون اخیر به این حقیقت پی برده اند و به آن اعتراف کرده اند. از جمله این دانشمندان می توان به دکتر الکسیس کارل[4]، ویلیام جیمز[5]، پاسکال[6]، برگسون[7]و… اشاره کرد.

1- راه حس و علم (از راه طبیعت):

مراد از این راه، راه مطالعه در خلقت است که این راه را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

الف- تشکیلات و نظاماتی که در ساختمان جهان بکار رفته است.

ب- هدایت و راهنمایی رموزی که موجودات در مسیر خویش می شوند.

ج- از راه حدوث و پیدایش عالم.

2- راه عقل (از راه استدلال و فلسفه)

این راه یک راه برهانی است که برهان های این راه را به سه قسم می توان تقسیم بندی کرد ارسطوی، سینوی و صدرایی.

برهان ارسطویی همان برهان معروف «محرک اول» است که بر پنج اصل زیر بنا شده است:

الف- حرکت نیازمند به محرک است.

ب- محرک و حرکت زمانا توأم هستند، یعنی انفکاک زمانی ندارند.

 ج- هر محرک یا متحرک است یا ثابت.

 د- هر موجود جسمانی متحرک و متغیر است.

هـ- تسلسل امور مترتبه غیر متناهیه محال است.

نتیجه این اصول پنجگانه این است که: سلسله حرکات منتهی می شود به محرکی که متحرک نیست، و او خداست.

برهانی سینوی برهان معروف ابن سینا است که از راه تقسیم موجود به واجب و ممکن و نیازمندی ممکن به مرجع و امتناع دور و تسلسل، بر اثبات خالق استدلال کرده است. برهان صدرایی، همان برهان صدیقین است که در آن برای اثبات ذات حق چیزی به عنوان واسطه قرار نگرفته است. این برهان مبتنی بر اصول فلسفی اصالت الوجود، وحدت وجود، معدوم نشدن وجود، مساوی بودن حقیقت وجود و کمال، و... است که در فلسفه مفصل بحث شده است و ما در اینجا اشاره ای کردیم و شما را به مطالعه کتاب ارزشمند اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج 5، با پاورقی های استاد شهید مطهری دعوت می کنیم تا هر چه بیشتر با این راه ها آشنا شوید.




تاريخ : ۱۳۸٩/٦/۳۱ | ۱:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()
 
چرا تو ای شکسته دل خـدا خـدا نمـی کنی ؟ خـدای چـاره ساز را چرا صدا نمی کنی ؟ به هر لب دعــای تو فرشته بوسـه می زند برای دردهای بی امان چرا دعـا نمـی کنـی ؟ به قطره قطره اشک تو خدا نظاره می کند به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمی کنی ؟ سحر زباغ ناله ها گل مراد می دهد به نیمه شب چرا لبی به ناله وا نمی کنی ؟ دل تو مانده در قفس چرا وفا نمی کنی ؟ پرنده اسیر را چرا رها نمی کنی ؟ ز اشک نقره فام خود ز کیمیای نیمه شب مس سیاه قلب را چرا طلا نمی کنی ؟ 


تاريخ : ۱۳۸٩/٥/۱۱ | ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

از امام سجاد (ع) صلواتی وارد شده است که در هر روز ماه مبارک شعبان ، در وقت زوال باید خواند . این صلوات در مصباح المتهجد و کتاب های دیگر آمده است .
در آسمان ، دریایی است که آن را دریای برکات گویند و بر لب آن دریا درختی است که آن را درخت تحیات نامند . بر آن درخت آشیانة مرغی است به نام مرغ صلوات و وقتی مؤمنی در ماه شعبان بر سید پیغمبران (ص) صلوات فرستد ، خدا آن مرغ را امر نماید تا در آن دریا غوطه خورد و پرهای خود را بفشارد و هر قطره ای که از پرهای آن مرغ بریزد ، ملکی خلق نماید و جمیع آن فرشتگان به تقدیس و تحمید و مدح و ثنای پروردگار مشغول گردند و ثواب آنها در دیوان اعمال صلوات فرستنده ثبت گردد .
شایستة یادآوری است که در روایت آمده یک صلوات در ماه شعبان برابر است با ده صلوات در غیر ماه شعبان . 1

1 . وسائل الشیعه ، ج 10 ، ص 492 ، باب 28 ، و مصباح المتهجد ، ص 28

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ

خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد

شَجَرَةِ النُّبُوَّةِ، وَمَوْضِعِ الرِّسالَةِ، وَمُخْتَلَفِ الْمَلائِکَةِ

درخت نبوت و جایگاه رسالت و محل رفت و آمد فرشتگان

‏وَمَعْدِنِ الْعِلْمِ، وَاَهْلِ بَیْتِ الْوَحْىِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ و آل‏مُحَمَّدٍ

‏و معدن دانش و خاندان وحى خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد

الْفُلْکِ الْجارِیَةِ، فِى اللُّجَجِ الْغامِرَةِ، یَأْمَنُ مَنْ رَکِبَها، وَیَغْرَقُ‏ مَنْ تَرَکَهَا،

کشتى جارى در اقیانوسهاى بیکران ایمن شود هر که سوار آن کشى گردد و غرق شود کسى که آن را واگذارد،

الْمُتَقَدِّمُ لَهُمْ مارِقٌ، وَالْمُتَاَخِّرُ عَنْهُمْ زاهِقٌ وَاللّازِمُ لَهُمْ‏‏لاحِقٌ،

هر که بر ایشان تقدم جوید از دین بیرون رفته و کسى که از ایشان عقب ماند به نابودى گراید

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، الْکَهْفِ الْحَصینِ

ولى ملازم ایشان حق خواهد رسید خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد آن پناه‏گاه محکم

‏ وَغِیاثِ‏به الْمُضْطَرِّ الْمُسْتَکینِ، وَمَلْجَأِ الْهارِبینَ، وَعِصْمَةِ الْمُعْتَصِمینَ،

‏ و فریادرس بیچاره درمانده و پناه گریختگان و دستاویز محکم براى وسیله‏جویان

اَللّهُمَ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، صَلوةً کَثیرَةً تَکُونُ لَهُمْ رِضاً،

‏ خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد درود بسیارى که موجب خوشنودى ایشان گردد

وَلِحَقِ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ اَدآءً وَقَضآءً، بِحَوْلٍ مِنْکَ وَقُوَّةٍ یا رَبَّ الْعالَمینَ

حق محمد و آل محمد اداء گشته و انجام وظیفه ما شده و باشد به جنبش و نیروى تو ای پروردگار عالمیان

‏اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، الطَّیِّبینَ الْأَبْرارِ الْأَخْیارِ،

خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد آن پاکان نیکوکار اى پروردگار جهانیان برگزیده

‏ الَّذینَ‏ اَوْجَبْتَ حُقُوقَهُمْ، وَفَرَضْتَ طاعَتَهُمْ وَوِلایَتَهُمْ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ،

‏ آن کسانى‏که حقوقشان را واجب کردى و اطاعت و دوستیشان را فرض نمودى خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد

وَاعْمُرْ قَلْبى‏بِطاعَتِکَ، وَلا تُخْزِنى‏ بِمَعْصِیَتِکَ

و آباد کن دل مرا به اطاعت خود و به وسیله نافرمانیت رسوایم مکن

‏وَارْزُقْنى‏ مُواساةَ مَنْ قَتَّرْتَ عَلَیْهِ مِنْ رِزْقِکَ بِما وَسَّعْتَ عَلَىَّ مِنْ فَضْلِکَ،

‏و روزى من گردان که کمک مالى دهم بر کسى‏که روزیت را بر او تنگ کردى بوسیله آنچه بر من فراخ گرداندى از فضل خویش

وَ نَشَرْتَ عَلَىَّ مِنْ عَدْلِکَ، وَاَحْیَیْتَنى‏ تَحْتَ ظِلِّکَ، وَهذا شَهْرُ نَبِیِّکَ‏ سَیِّدِ رُسُلِکَ،

و گستردى بر من از عدل خویش و مرا در زیر سایه‏ات زنده داشتى و این ماه پیمبرت و آقاى رسولانت

شَعْبانُ الَّذى‏ حَفَفْتَهُ مِنْکَ بِالرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ،

ماه شعبان است که اطراف آن را به رحمت و خوشنودى خود پوشاندى

‏الَّذى‏ کانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَالِه‏ وَسَلَّمَ، یَدْاَبُ فى‏ صِیامِهِ‏ وَقِیامِهِ،

آن ماهى که رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله و سلم کوشش بسیار داشت در روزه‏ و شب زنده‏داریش

فى‏ لَیالیهِ وَاَیَّامِهِ، بُخُوعاً لَکَ فى‏ اِکْرامِهِ وَاِعْظامِهِ، اِلى‏ مَحَلِ حِمامِهِ،

‏ هم در شبها و هم در روزهایش بخاطر فروتنى در برابر تو در مورد گرامى داشتن و بزرگداشتنش هم‏چنان تا هنگام مرگش

‏ اَللّهُمَّ فَاَعِنَّا عَلَى الْأِسْتِنانِ بِسُنَّتِهِ فیهِ، وَنَیْلِ الشَّفاعَةِ لَدَیْهِ،

خدایا پس ما را کمک ده تا روش او را در این ماه پیروى کنیم و به شفاعتى که نزد او است برسیم

‏اَللّهُمَّ وَاجْعَلْهُ لى‏ شَفیعاً مُشَفَّعاً وَطَریقاً اِلَیْکَ مَهیَعاً، وَاجْعَلْنى‏ لَهُ‏ مُتَّبِعاً،

خدایا قرار ده او را براى من شفیعى پذیرفته و راهى بسویت که همواره باشد و مرا پیرو او گردان

‏ حَتّى‏ اَلْقاکَ یَوْمَ الْقِیمَةِ عَنّى‏ راضِیاً، وَ عَنْ ذُنُوبى‏ غاضِیاً، قَدْ اَوْجَبْتَ لى‏ مِنْکَ الرَّحْمَةَ وَالرِّضْوانَ،

‏تا به جایى که در روز قیامت تو را در حالى دیدار کنم که از من خوشنود باشى و گناهانم را نادیده‏گیرى و براى من واجب کرده‏باشى از جانب خود رحمت و خوشنودى را

‏ وَاَنْزَلْتَنى‏ دارَ الْقَرارِ وَمَحَلَّ الْأَخْیارِ،

و مرا در خانه همیشگى (بهشت جاویدان) و منزلگاه نیکان فرود آرى



تاريخ : ۱۳۸٩/٥/۳ | ٧:۱٠ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

 

People are often unreasonable, illogical and self-centered; Forgive them anyway

 مردم اغلب غیر منطقی و خود محور هستند، با این حال آنها را ببخشید.

 

If you are kind, People may accuse you , of selfish, ulterior motives; Be Kind anyway

 اگر مهربان باشید، ممکن است بگویند که تظاهر می کنید و انگیزه های پنهان دارید، با این حال مهربان باشید.

 

If you are successful, you will win some false friends and some true enemies;
Succeed anyway, people may cheat you; Be honest and frank anyway

 اگر موفق باشید، دوستان کاذبی دورتان جمع می شوند، همچنین دشمنانی صادق، با این حال موفق باقی بمانید.

 

What you spend years building, someone could destroy overnight; Build anyway.

 آنچه را طی سال ها ایجاد کرده اید، ممکن است کسانی یک شبه نابود کنند، با این حال همچنان سازنده باشید.

 

If you find serenity and happiness, they may be jealous; Be happy anyway.

اگر خوشبخت شوید ممکن است کسانی به شما حسادت کنند، اما با این حال خوشبخت باقی بمانید.

 

The good you do today, people will often forget tomorrow; Do good anyway

 کار خوب امروز شما را ممکن است مردم فردا فراموش کنند، با این حال به کار خوب خود ادامه دهید.

 

Give the world the best you have,and it may never be enough; Give the world the best you've got anyway

 به دنیا خدمت کنید، هر چند ممکن است کافی نباشد، با این حال با تمام وجود به خدمت کردن ادامه دهید.

 


You see, in the final analysis. it is between you and God; It is never between you and them anyway

می بینید که در نهایت آنچه هست، میان شما و خداوند است؛ هرگز میان شما و اشخاص نیست.



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/٢٧ | ۸:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

خداشناسی مبنای انسانیت   
--------------------------------------------------------------------------------

امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‏فرماید :

" آغاز و پایه اول دین شناختن‏ خداست " .

اگر دین را به ساختمانی تشبیه کنیم که دارای در و دیوار و سقف و پنجره و شیشه و نقاشی و روکاری و زیرسازی و غیره است باید بگوییم‏ زیر سازی و زیر بنای همه افکار و معتقدات و اخلاقیات و دستورالعمل های‏ دینی خداشناسی است ، و اگر دین را به یک کتاب علمی تشبیه کنیم که‏ دارای بابها و فصلها و قضایا و مسائل و استدلالات و اصول متعارفه و موضوعه‏ است باید بگوییم آن چیزی که به منزله اصل اول و به اصطلاح اصل متعارف‏ دین است خداشناسی است .

اگر بنا بشود مجموعه‏ای مصالح بنایی را در یک‏ جا انبار کنیم اهمیت ندارد که کدام قسمت را اول بریزیم و کدام قسمت را آخر بریزیم ، و همچنین اگر بنا بشود کتابی به صورت جنگ و کشکول جمع‏ آوری کنیم فرق نمی‏کند که کدام مطلب را در صفحه اول و کدام مطلب را در صفحه دوم و همچنین در سایر صفحات بنویسیم ، چون مقصود به وجود آمدن‏ یک جنگ و یک کشکول است ، هر مطلب در هر جا قرار گرفته مانعی ندارد ، وقتی هم که بخواهیم اینگونه کتابها را مطالعه کنیم و مورد استفاده قرار دهیم‏ باز فرق نمی‏کند که از اول شروع کنیم یا وسط یا آخر .

اما اگر ساختمانی‏ بخواهیم به وجود آوریم اینطور نیست ، ترتیب دارد و روی حساب معینی‏ باید صورت بگیرد ، و همچنین اگر یک کتاب علمی بخواهیم تألیف کنیم یا بخواهیم مطالعه کنیم از اول باید شروع کنیم و به ترتیب پیش برویم .

دینداری اگر بخواهد به صورت صحیح و معقول و منطقی برای کسی پیدا شود باید از پایه توحید و خداشناسی آغاز گردد ، تا این اصل در روح و دل‏ تأسیس نشود سایر قسمتها اساسی نخواهد داشت .

رسول اکرم همینکه به‏ رسالت مبعوث گشت و برای اولین بار به میان مردم ظاهر شد و بعثت خود را آشکار کرد چه گفت ؟

آیا گفت نماز بخوانید یا روزه بگیرید ؟

آیا گفت‏ صله ارحام بجا آورید و به یکدیگر ظلم نکنید ؟

آیا گفت فلان آداب‏ استحبابی را در راه رفتن یا نشستن یا غذا خوردن خوب رعایت کنید ؟


نه ، هیچکدام از اینها را نگفت ، گفت : مردم بگویید " لا اله الا الله " تا رستگار شوید .


رسول اکرم دین را از این کلمه آغاز کرد ، حساس ترین‏ نقطه‏های قلب مردم را با عقیده توحید اشغال کرد و تکوین و تربیت امتی‏ عظیم و مقتدر را بر این اساس به وجود آورد .
خداشناسی نه فقط اول دین است ، اول پایه و مایه انسانیت است .
انسانیت اگر بنا بشود روی اصل پایداری بنا شود باید روی اصل توحید ساخته‏ گردد . ما یک سلسله امور را به عنوان " حقوق انسانی " یا " شئون‏ انسانی " نام می‏بریم ، می‏گوییم انسانیت حکم می‏کند که رحم و مروت داشته‏ باشیم ، نیکوکار باشیم ، از صلح و آرامش حمایت کنیم ، نسبت به جنگ‏ ابراز تنفر کنیم ، به بی بضاعتها و بیمارها و مجروحین و مصدومین و درماندگان کمک کنیم ، به‏ همنوعان خود آزار نرسانیم ، بلکه در راه خدمت به نوع فداکاری کنیم ، جانفشانی کنیم ، عفیف و با تقوا باشیم ، به حقوق دیگران تجاوز نکنیم .

همه اینها درست است و واقعا هم باید این چنین بود اما اگر از ما بپرسند که منطق این دستورها و فلسفه‏ای که ما را قانع کند که منافع شخصی خود را فدای این امور کنیم و متحمل محرومیت بشویم چیست ؟

آیا می‏توانیم با چشم‏ پوشی از مساله خداشناسی جوابی بدهیم ؟

اینها همه به اصطلاح معنویات است‏ و در جهت مخالف مادیات و منافع فردی است .

سر سلسله معنویات‏ خداشناسی است ، ممکن نیست از سر سلسله معنویات و از ریشه و بن و سرچشمه آنها چشم بپوشیم و آنگاه بتوانیم اصول معنوی داشته باشیم ، و از طرفی حتی مادی ترین مسلکهای جهان چاره‏ای ندارند از اینکه سازمان اجتماعی‏ خود را بر یک سلسله اصول معنوی و شرافتهای اخلاقی بسازند .

انسانیت از خداشناسی نمی‏تواند جدا گردد ، یا خداشناسی است و یا سقوط در حیوانیت و منفعت پرستی و سبعیت و درندگی . منفعت پرستی به معنی‏ واقعی کلمه یعنی اینکه آدمی واقعا بنده شهوت و شکم بوده باشد . یا باید بنده خدا بود و یا بنده شکم و دامن و جاه و مقام و پول و زر و زیور ، راه‏ سوم ندارد ، اما اینکه کسی مدعی شرافت و اخلاق و تقوا و عفت باشد و در عین حال به خداشناسی که سرسلسله این امور است ایمان و اعتقاد نداشته‏ باشد و هم باطلی بیش نیست .

قرآن کریم مثلی ذکر می‏کند ، می‏فرماید :

" مثل کلمه پاک توحید مثل درخت پاک و سالمی است که در زیر زمین‏ ریشه دوانیده و شاخه هایش سر به آسمان کشیده است . این درخت ، میوه ده‏ و ثمر بخش است ، همیشه بهار است . و همیشه میوه ده است ، در همه‏ فصلها و همه روزها میوه فراوان دارد که تمام شدنی نیست " (ابراهیم / 24 و . 25)

این مثل درباره کسانی است که درخت خداشناسی در زمین روحشان روییده‏ باشد . شاخه‏های این درخت عبارت است از اعتقاد به نبوت و ولایت و وجود ادیان و راهنمایان الهی و همچنین اعتقاد به حقانیت جهان و اینکه جهان به‏ حق و عدالت بر پاست ، اجر نیکوکاران ضایع نمی‏گردد و کیفر بدکاران به‏ آنها خواهد رسید ، و امثال این امور . میوه‏های این درخت ، شرافت و کرامت است ، عفت و تقواست ، احسان و گذشت و خدمت و فداکاری است ، رضایت و آرامش قلب و اطمینان و سعادت است . آنگاه مثل دیگر ذکر می‏کند و می‏فرماید :

" اما مثل سخن ناپاک و بی حقیقت مثل درختی است که ریشه‏ای نداشته‏ باشد ، قرار و ثبات و آرامشی نداشته باشد ، اندک بادی آن را از ریشه‏ می‏کند " (ابراهیم / . 26)

راستی همین طور است ، احیانا دیده می‏شود که افرادی را به نام حمایت‏ از نژاد و قومیت و یا حمایت از یک مسلک و عقیده اجتماعی تحت تأثیر پاره‏ای از تلقینات و القائات قرار می‏دهند و موقتا آن‏ بدبختها و بیچاره‏ها احساسات کاذبی پیدا می‏کنند و ممکن است گاهی جان خود را نیز در این راهها از کف بدهند اما همین افراد همینکه اندک فرصتی‏ پیدا می‏کنند و با خود می‏اندیشند نمی‏توانند منطقی برای عمل خوب بیابند ، با اندک تأمل و با یک تذکر کوچک از ناحیه شخص دیگر مانند ابری که به‏ سرعت خود را وا می‏گذارد از صفحه روحش محو و نابود می‏گردد .

آری ، خداشناسی یگانه منطق صحیح و درست و مستحکم انسانیت است ، پایه‏ اصلی تقوا و پاکدامنی و راستی و درستی و شجاعت و شهامت و فداکاری است‏ ، مبنای انسانیت و منشأ امتیاز واقعی انسان از حیوان است .
تنها خداشناسی است که می‏تواند جانشین منطق منفعت پرستی و خود پرستی گردد .
این است که قرآن کریم می‏فرماید :

" خداوند مدد کار کسانی است که به او ایمان آورده‏اند و آنها را از ظلمتها و تاریکیها به فضای روشن و نورانی می‏برد ، و اما آن کسانی که به‏ این حقیقت ایمان نیاورده‏اند ، یار و کمک آنها طاغوت است ، هر لحظه‏ آنها را از فضای روشن به سوی تاریکیها می‏کشاند " (بقره / . 257)



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/٢٠ | ۱:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

حالات روحی انسان وابستگی زیادی به خوردنی ها و آشامیدنی های او دارد.همان طور که نوشیدن یک شربت گوارا خستگی روحی را از ما بر طرف می کند،به همان اندازه با خوردن غذای تلخ ناراحت و رنجور می شویم.تلخی و شیرینی ،سالم و ناسالم بودن غذاها،حتی تغییر نوع و کیفیت آن ها ،به طور مستقیم بر واکنش های روحی انسان تأثیر گذار است.
در ادبیات دینی به ما آموزش می دهند که در خوردن و آشامیدن های خود ، علاوه بر توجه به این گزینه ها به نکته ای دیگری نیز دقت کنیم."حلال و حرام بودن لقمه"


کسی که ساختمان وجودی اش بر لقمه حلال بنا شود،چشم و گوش و اندام او جز به سوی حلال و پاکی قدم بر نمی دارد.زنده داری شبانه این جسم بر دیدن آیات خدا و شنیدن تسبیح ملکوتیان سپری خواهد شد؛یا کوله باری از نان و خرما بر در خانه مستمندان می برد و یا سر بر مهر عبادت خداوند گذاشته و یا محافظ حریم آب و خاک مملکت و یا هر خدمت صادقانه دیگر...؛ نه این که شب بیداری بکشد تا از دیواری بالا رود و یا به اراجیف خوانندگان مبتذل و مجریان وطن فروش و مزدور ماهواره های ضد انقلاب گوش دهد.
فردی که در لقمه هایش ردپای مال یتیم و فقیر و مسکینی نباشد ، قلب او به جای اینکه دلتنگ شنیدنی ها و دیدنی های حرام شود ، دلتنگ صوت زیبای قرآن و ترنم زیارت عاشورا می شود.
من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان – قال و مقال عالمی می کشم از برای تو
نه تنها ساختمان وجود آدمی ، بلکه خشت و گل دیوار خانه و مسجد و حسینیه ای که با پول حلال ساخته می شود ، رنگ و بویی غیر جاهای دیگر دارد.



تاريخ : ۱۳۸٩/۳/٢٥ | ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.


الکسا