کسانی که شعار جدایی دین از سیاست را سر می دهند یا خیلی می فهمند و مزدورند یا جاهلانی هستند که از دین خدا تنها به بخشی بسنده کرده اند و دین را نسخه کامل سعادت بشر نمی دانند.
در ادبیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام ، حق حکومت و تدبیر امور دنیا و آخرت نه تنها از غیر خدا و اولیاء او سلب شده است ، بلکه فقط حق خدا و پیامبر او و سپس به امامان و مجتهدی که عالم و با تقوا و مطیع امام زمانش باشد سپرده شده است.
کسانی که تفکر جدایی دین از سیاست را سر می دهند ، باید با حکومت پیامبر اسلام و امام علی علیه السلام نیز مخالفت کرده و همان طور که متدینین اهل سیاست را بی تقوا می دانند باید پیامبر و امیرالمومنین را نیز بی تقوا بدانند.
مروجین تفکر جدایی دین از سیاست زمینه سازان دشمنی با حکومت امام زمان علیه السلام هستند.وقتی منجی عالم ظهور می کنند با جمع کردن مردم به گرد خود در امام تشکیک کرده و می گویند: افراد الهی در سیاست دخالت نمی کنند.پس این فرد امام موعود نیست.
امام روح الله مصیبت سلب حکومت از امیرالمومنین علیه السلام را بالاترین مصیبت عالم دانسته و فرمودند: " بالاترین مصیبتى که بر اسلام وارد شد، همین مصیبت سلب حکومت از حضرت امیر- سلام اللَّه علیه- بود؛ و عزاى او از عزاى کربلا بالاتر. مصیبت وارده بر امیر المؤمنین و بر اسلام بالاتر است از آن مصیبتى که بر سید الشهداء- سلام اللَّه علیه- وارد شد. اعظمِ مصیبتها این مصیبت است که نگذاشتند مردم بفهمند اسلام یعنى چه. اسلام حالا هم به حال ابهام دارد زندگى مى‏کند. الآن هم مبهم است. الآن هم نمى‏دانند مردم که معنى اسلام چیست، حکومت اسلامى چیست، اسلام چه مى‏خواسته بکند، چه برنامه‏اى اسلام داشته است در حکومتش. این پنج سال حکومت، یا پنج- شش سال حکومت حضرت امیر، این با همه گرفتاریهایى که بوده است و با همه زحمتهایى که از براى حضرت امیر فراهم شد، سلبش عزاى بزرگ است. و همین [دوره‏] پنج ساله و شش ساله، مسلمین تا به آخر باید برایش جشن بگیرند؛ جشن براى عدالت، جشن براى بسط عدالت، جشن براى حکومتى که اگر چنانچه در یک طرف از مملکتش، در یک جاى از مملکتش، براى یک معاهد - یک زن معاهد- یک زحمت پیش بیاید، یک خلخال از پاى او درآورند، حضرت، این حاکم، این رئیس ملت، آرزوى مرگ بکند، که مرگ براى من- مثلًا- بالاتر از این است که در مملکت من یک نفر زنى که معاهد هست خلخال را از پایش درآورند. این حکومتْ حکومتى است که در رفتنش مردم باید به عزا و سوگوارى بنشینند؛ و براى‏ همان پنج روز و پنج ساله حکومتش باید جشن بگیرند؛ جشن براى عدالت، جشن براى خدا، جشن براى اینکه این حاکم حاکمى است که با ملت یکرنگ است بلکه سطحش پایینتر است در زندگى؛ سطح روحى‏اش بالاتر از همه آفاق است، و سطح زندگى‏اش پایینتر است از همه ملت."



تاريخ : ۱۳۸٩/۳/٢٥ | ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.


الکسا