زندگینامه یک انسان موفق - هنری فورد

« هنری فورد »

در آمریکا چشم به جهان گشود . پدرش دهقان بود . او فقط توانست تحصیلات دوران ابتدایی را بگذراند چون پدرش معتقد بود که کار کشاورزی برای او سودمندتر است . او از کودکی عاشق ماشین بود پدرش که شور و شوق او را دید برای او کارگاه کوچکی دایر کرد او شبها بعد از کار به آزمایشاتی در آنجا می پرداخت . در سن 12 سالگی برای اولین بار لوکوموتیو را دید و تصمیم گرفت که مدلی از آن را ارائه دهد . تلاش بسیاری کرد تا تصمیمش در این زمینه به موفقیت بیانجامد . در سن 17 سالگی در کارگاه موتور سازی به کارآموزی پرداخت و سه سال در آنجا به کار پرداخت . او به مطالعات نشریاتی در این زمینه پرداخت . وی تصمیم گرفت که به شهر خود بازگشته و تحقیقات خود را ادامه دهد . فورد ایمان کامل داشت که روزی می تواند در کارگاهش خودرویی پدید آورد . در این حال شرکتی شغل مهندسی ماشین سازی را به او پشنهاد داد . او باز مجبور شد که از خانواده جدا شده و راهی شهر دیگری شود . پس در آنجا خانه و کارگاهی کوچک دایر کرد و هر روز پس از بازگشت از کارخانه به آزمایشات خود ادامه داد . در سن 29 سالگی توانست اولین موتور اتومبیل خود را به پایان برساند و توانست اتومبیل بنزینی خود را بسازد . او حدود 1 سال اتومبیلش را در تمام زمینه ها مورد آزمایش قرار داد و سرانجام اولین اتومبیل خود را فروخت . کارخانه ایی که در آن مشغول کار بود وقتی که می خواست با او قرار داد جدید ببندد فورد قبول نکرد چون می خواست آزمایشات خود را ادامه دهد . در این هنگام در اوج فقر و تنگدستی شرکت را ترک کرد . فورد توانست چند سرمایه دار را برای تولید خودروهای بنزینی خود گرد هم جمع کند  و به عنوان سر مهندس 3 سال به تولید اتومبیلها نظارت داشته باشد . او توانست در هر سال 6 تا 7 اتومبیل تولید کند . در این هنگام او به تولید اتومبیلی می اندیشید که بتواند مورد مصرف عموم باشد پس در این زمینه با شرکای خود اختلاف نظر داشت چون آنها فقط به سود خود و تولیدات می اندیشند . فورد استعفای خود را ارائه داد . اتومبیل خود به نام ارو Arrow  را در مسابقه اتومبیل رانی شرکت داد و توانست با اختلاف نیم مایل از اتومبیل دیگر برنده شود . در این هنگام آوازه اتومبیل او پیچید . او شرکت موتور فورد را دایر کرد در این شرکت او مدیر عامل ، سرپرست کارگاه ، سر مکانیک و سر مهندس شرکت بود . در اولین سال تولید خود 1780 دستگاه مدل A را فروخت و اتومبیلهایش به عنوان محکمترین و مطمئن ترین اتومبیلها شناخته شد . در دومین سال اتومبیل های مدل A, B,C  را وارد بازار کرد و کم کم تولیدات شرکتش را 100 اتومبیل در روز رساند . او می خواست که اتومبیلی با سرعت بالاتر بسازد . این موقعیت خود به خود در اختیار او قرار گرفت . روزی در یک مسابقه اتومبیل رانی یک اتومبیل فرانسوی تصادف کرد و فورد یک قطعه از این اتومبیل به نام سوپاپ را که به نظر سریعترین اتومبیل در مسابقه به نظر می آمد برداشت آزمایشات زیادی روی آن انجام داد و نتوانست آلیاژ  تولیدی آن را شناسایی کند سرانجام دریافت که آلیاژ مورد استفاده در آن وانادیم است . در آن زمان در آمریکا کارگاههای ریخته گری قالبگیری آن را نمی دانستند . او با خبر شد که در انگلستان شخصی قالبگیری آن را انجام می دهد . پس قطعه ایی از آن را برای او فرستاد . باز اتومبیلی دیگر را طراحی کرد . مدل معروف و ارزان T را وارد بازار کرد . او به مشتریانش فرصت انتخاب رنگ اتومبیلها را داد . دیگر شرکت او جوابگوی نوآوری های او را نمی داد پس یک مجموعه بزرگ  صنعتی تاسیس کرد . و پدر روباتهای صنعتی لقب گرفت . تولیدات کارخانه فورد به مرز 4000 در سال رسید .

 

فورد همواره پول را به عنوان وسیله ای برای تحقق آرمانهای خود می شناخت .

 

 

در سال 1960 شرکت فورد دومین شرکت بزرگ دنیا بود . فورد تجربیات خود را در وصیت نامه در اختیار مردم قرار داد :

·        ناممکن وجود ندارد .

·        ایمان ماده اصلی و خمیر مایه دستیابی به آرزوهاست .

·        ایمان ابزار نیرومندی است که دیده نمی شود .

 

 

سراسر کار و تلاش او گواه این مدعاست که :  برای فردی که پشتوانه خواسته اش ایمان متزلزل ناپذیرش باشد ، غیرممکن وجود ندارد .



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۱٦ | ٢:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.


الکسا