جنگ های خونین بر سر کلام خدا!

 

خدا

 

مقدمه

از جمله اصول اعتقادی مساله خدا شناسی است که ریشه و پایه ی سایر مباحث اعتقادی در انسان می شود. جهان بینی توحیدی در همه ی ابعاد آن منجر به شکل گیری حیاتی با مفهوم و هدفمند می گردد که انسان را به معنای حقیقی زندگی می رساند. از جمله مباحث خداشناسی بحث در صفات الهی است که یکی از آن ها مبحث کلام حق تعالی است. اینکه تفسیر صحیح از کلام خدا چیست موضوع اصلی این نوشتار است که در همین راستا به بحث از حقیقت قرآن نیز پرداخته می شود.

 

کلام حق تعالی و نظریات مختلف!

اندیشمندان اسلامی نظریات مختلفی را در باب کلامی الهی ارائه نموده اند. از جمله اشاعره یکی از گروه های متکلمان اسلامی که معتقدند حق تعالی دارای صفات زائد بر ذات است که همانند ذات حق تعالی قدیمند. از جمله این صفات الهی صفت کلام خداست که بر همین مبنا حق تعالی صاحب کلام است. ایشان کلام خدا را کلام نفی می نامند.

معتزله یکی دیگر از گروه های متکلمان قائل به آنند که کلام حق تعالی امری حادث است و همان فعل اوست یعنی همه ی خلقت خدا کلام او هستند. در این میان حکمای اسلامی هیچ یک از این نظریات را نپذیرفته اند!

 

نقد نظریات!

حکما متکلمان اشعری را در این نظریه نمی پذیرند. زیرا زائد بودن صفات حق تعالی بر ذات او سبب می شود که صفت خدا چیزی باشد و ذات او چیز دیگر! در حالی که در اصل صفات الهی چیزی جدای از ذات حق تعالی نیستند. هم چنین معتزله در باره ی کلام قائل به حدوثند یعنی کلام خدا را امری ازلی نمی دانند و این هم نمی تواند پذیرفته شود زیرا تا خدا بوده صفات او هم بوده اند. بعلاوه همه چیز، خلقت و فعل خداست ولی همه چیز کلام او نیست بلکه کلام چیزهایی منحصر در خلق الهی است!

 

حکما چه می گویند؟

حکمای اسلامی از جمله صدرالمتالهین شیرازی کوشیده اند تفسیر صحیحی را مطابق با آیات الهی درباره ی کلام ارائه نمایند. بر این اساس ایشان کلام الهی را انشاء کلمات تامه ی وجودی و انزال آیات محکم و غیر از آن در قالب الفاظ و عبارات می دانند. به عبارت دیگر کلام خدا همان سریان وجودی حضرت حق در همه ی موجودات است که در مرتبه ی نازل به صورت الفاظ و عبارات خود را نشان می دهد.

به حقیقت قرآن و فرقان جز با طی مراتب عالی عرفانی نمی توان رسید. امّا کتاب را که مرتبه ی اخیر کلام الهی و حقیقت خلقی قرآن است هر کس به اندازه ی توان ادراکی خود و میزان تقوا و طهارت نفس خود می تواند برسد و حقایقی از آن را دریافت نماید

قرآن کلام خداست

قرآن کلام الهی است که حقیقت آن نه این صورت مکتوب بلکه وجود جمعی و مرتبه ای در وجود حق تعالی است که همه ی حقایق به صورت وحدت در آن است و همان است که در شب قدر بر قلب پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) نازل شده است. حقیقت قرآن در مرتبه پایین تر فرقان است که همان حقایق وجودی به صورت کثیر است که به صورت شأن نزول های متعدد در طول 23 سال بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) نازل شده است. بنابراین قرآن و فرقان هر دو یک حقیقت دارند ولی مربوط به مراتب مختلف وجودند.

 

«کتاب» چیست؟

کتاب همان مرتبه ی اخیر کلام الهی و صورت نوشتاری است که حقیقت کلام حق تعالی را در کسوت الفاظ و عبارات نشان می دهد:

«و ما کنت تتلوا من قبله من کتاب و لا تخطّه بیمینک» (عنکبوت/ 48)

قرآن

 

چه کسانی می فهمند؟

برای ادراک کلام حق تعالی مرتبه ی قرآن و فرقان آن را که به تعبیری همان حقیقت رسول اکرم (صلی الله علیه واله وسلم) است باید جزء مطهّرون شد: «و لایمّسه ألّا المطهّرون؛ و جز پاکیزگان بدان راه ندارند.» (واقعه/ 79)

و از این رو به حقیقت قرآن و فرقان جز با طی مراتب عالی عرفانی نمی توان رسید. امّا کتاب را که مرتبه ی اخیر کلام الهی و حقیقت خلقی قرآن است هر کس به اندازه ی توان ادراکی خود و میزان تقوا و طهارت نفس خود می تواند برسد و حقایقی از آن را دریافت نماید.

 

عالم امر و عالم خلق

رمز مطلب در آن است که قرآن و فرقان مراتب عالی کلام الهی اند و مربوط به عالم امر پروردگار متعال هستند در حالی که کتاب و همین صورت نوشتاری و الفاظ الهی مرتبه ی اخیر کلام حق تعالی و مربوط به عالم خلق اند که ما انسان ها با مرتبه ی پایین کمالی شاید بتوانیم به حقایقی و معارفی از آن دست یابیم!

 

نظریه کلام حکما

با توجه به آنچه گذشت معلوم می شود که همان حقایق وجودی و خلقت الهی، کلام حق تعالی از نظر حکما است. بر اساس این نظریه کلام الهی نه قدیم است کاملاً و نه حادث است کاملاً، بلکه مراتبی از آن که مربوط به عالم امر است قدیم و در ذات الهی است و مراتبی از آن حادث و مربوط به عالم خلق حق تعالی می باشد. چنانکه مشاهده می شود نظریه ی حکما در باره ی کلام الهی کوشیده است میان نظریه معتزله و نیز اشاعره از گروه های متکلمان اسلامی نظریه ای میانه و معتدل را برگزیند.

قرآن و فرقان مراتب عالی کلام الهی اند و مربوط به عالم امر پروردگار متعال هستند در حالی که کتاب و همین صورت نوشتاری و الفاظ الهی مرتبه ی اخیر کلام حق تعالی و مربوط به عالم خلق اند

جنگ های خونین بر سر کلام خدا!

این موضوع وقتی اهمیت پیدا می کند که بدانیم با نظر به تاریخ تفکر و اندیشه ی اسلامی میان متکلمان اشعری و معتزلی سالیان طولانی جنگ و نزاع های فراوانی بر سر همین مساله ی کلام الهی بوده است! تا جایی که پای این بحث های عقلی به سیاست هم باز شده و حکومت ها با جانبداری از یک نظریه، قائلین به نظریه ی مخالف را متهم به کفر و الحاد و بعضاً دست به کشتار ایشان زده اند!!!

به راستی شاید عجیب باشد ولی تاریخ متکلمان و حکومت های اسلامی این مطلب را ثابت می کند و در این راستا شاید بتوان گفت که تئوری حکمای اسلامی نزاع تاریخی را از میان برمی دارد!

 

پایان سخن...

بحث از کلام الهی به عنوان یکی از صفات حق تعالی از جمله مباحث خداشناسی است که سابقه ی پرداختن به آن در میان سایر فرق اندیشمندان اسلامی وجود دارد. نظریه ی حکما که مبتنی بر آیات الهی قرآنی است می تواند تا حدّی ادراک و فهم ما از این حقیقت برتر را اقناع نماید!


 

منابع و مآخذ:

1- الشواهد الربوبیة- صدرالمتالهین شیرازی (ملاصدرا)- مشهد اول شاهد سوم

2- اسرار آیات- ملاصدرا (ره)

3- جهان بینی توحیدی- شهید مطهری (ره)

4- تاریخچه ی کلام اسلامی- حلبی

 

مطالب مرتبط:

کلام خدا برای برخی مضر است!

همت مضاف در کلام خدا و معصوم

اسماء با مسما (7)



تاريخ : ۱۳٩۳/٥/۱٢ | ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.


الکسا