20 قانون عجیب و غریب دنیا

 

در این مطلب 20 قانون عجیب و غریبکه در دنیای امروز اجرا می شود نام برده شده است .

سوییس:
- نباید لباس را در روز یکشنبه برای خشکاندن، آویزان کرد.
- نباید ماشین تان را در روز یکشنبه بشویید.
- دختران جوان نبایستی با مردان دست دهند.

سنگاپور:
- فروش آدامس غیر قانونی است.
- کشیدن سیگار در تمام مکان های عمومی غیر قانونی است.
- اگر شما به آشغال پاشی برای سه بار مقصر شناخته شوید، بایستی خیابان ها را در روز یکشنبه با یک پیشبند با عنوان: “من آشغال پاش هستم”، پاک کنید.

کانادا:
- ۳۵ درصد از برنامه های ایستگاه های رادیویی باید “محتوایی کانادایی” داشته باشند.
- شهروندان نبایستی در عموم، بانداژشان را بردارند.
- چرخیدن به راست در هنگام چراغ قرمز در هر زمانی غیر قانونی ست.
- تولید کننده های مارگارین نمی توانند مارگارین شان را به رنگ زرد تولید کنند.

دانمارک:
- تلاش برای فرار از زندان، غیر قانونی نیست.
- گزارش نکردن مرگ یک فرد، مجازات ۳٫۵ دلاری دارد.

فرانسه:
- بین ساعت های ۸ صبح تا ۸ شب، بایستی ۷۰ درصد موزیک رادیوها، متعلق به هنرمندان فرانسوی باشد.
- گرفتن عکس از افسران پلیس یا وسایل نقلیه پلیس غیر قانونی است. حتی اگر آنها در پس زمینه ی تصویرتان باشند.
- زیرسیگاری، یک اسلحه ی مرگبار فرض می شود.

کامبوج:
- تفنگ آبی نباید در جشن های سال نو استفاده شوند.

آلمان:
- هر محل کاری بایستی دیدی، هر چند کوچک، به آسمان داشته باشد.

استرالیا:
- کودکان نمی توانند سیگار بخرند اما می توانند آن را مصرف کنند.
- پیاده روی در سمت راست پیاده رو غیر قانونی است.
- تنها متخصصان برق دارای مجوز می توانند یک چراغ برق را تعویض کنند.

بهرحال، تعدادی از این قوانین منطقی به نظر می رسند. مثلا “تنها متخصصان برق دارای مجوز می توانند یک چراغ برق را تعویض کنند”. این طور نیست؟!
 



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/٢٩ | ۸:٥٥ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

 

People are often unreasonable, illogical and self-centered; Forgive them anyway

 مردم اغلب غیر منطقی و خود محور هستند، با این حال آنها را ببخشید.

 

If you are kind, People may accuse you , of selfish, ulterior motives; Be Kind anyway

 اگر مهربان باشید، ممکن است بگویند که تظاهر می کنید و انگیزه های پنهان دارید، با این حال مهربان باشید.

 

If you are successful, you will win some false friends and some true enemies;
Succeed anyway, people may cheat you; Be honest and frank anyway

 اگر موفق باشید، دوستان کاذبی دورتان جمع می شوند، همچنین دشمنانی صادق، با این حال موفق باقی بمانید.

 

What you spend years building, someone could destroy overnight; Build anyway.

 آنچه را طی سال ها ایجاد کرده اید، ممکن است کسانی یک شبه نابود کنند، با این حال همچنان سازنده باشید.

 

If you find serenity and happiness, they may be jealous; Be happy anyway.

اگر خوشبخت شوید ممکن است کسانی به شما حسادت کنند، اما با این حال خوشبخت باقی بمانید.

 

The good you do today, people will often forget tomorrow; Do good anyway

 کار خوب امروز شما را ممکن است مردم فردا فراموش کنند، با این حال به کار خوب خود ادامه دهید.

 

Give the world the best you have,and it may never be enough; Give the world the best you've got anyway

 به دنیا خدمت کنید، هر چند ممکن است کافی نباشد، با این حال با تمام وجود به خدمت کردن ادامه دهید.

 


You see, in the final analysis. it is between you and God; It is never between you and them anyway

می بینید که در نهایت آنچه هست، میان شما و خداوند است؛ هرگز میان شما و اشخاص نیست.



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/٢٧ | ۸:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

 



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/٢۳ | ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()
مهاتما گاندی

پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آن است که بعداز هر زمین خوردنی برخیزی

 Victory is not never to fall, It is to rise after every fall

Mahatma Gandhi

*********************

 الوین تافلر

بی سوادان قرن 21 کسانی نیستند که نمی توانند بخوانند و بنویسند بلکه کسانی هستند که نمی توانند بیاموزند،

آموخته های کهنه رادور بریزند ،ودوباره بیاموزند. 

 

The illiterates of The 21st century are not those who can't write and read
but those who are not able to learn, get rid of old learnings, and learn again

Alvin

****************************** 

انیشتین

یک فرد باهوش یک مسئله را حل می‌کند

 اما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری می‌کند

 

A clever person solves a problem
But a Wise one prevents facing it

Albert Einstein

************************* 

ارد بزرگ

بی شرم ترین فرامانروایان آنهایی هستند که

 ناکارامدی و اشتباهات خود را به مردم نسبت می دهند


The most immodest rulers are those who
attribute their faults and insufficiencies to their people

Great Orod

 
 
 ************************
 
 
انیشتین

به‌سختی می توان در بین مغزهای متفکر جهان کسی را یافت که دارای یک‌نوع احساس مذهبی مخصوص به‌خود نباشد، این مذهب با مذهب یک شخص عادی فرق دارد

You can hardly find someone among Geniuses around the world that doesn't have a kind of special religious feeling for him/herself

this religion is different from ordinary people's religion

 Albert Einstein



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/٢۳ | ٩:٢٩ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

 

The person, who wishes to know the degree of esteem or rank near God,
      should observe to what extent God has respect for him.
      کسی که می خواهد بداند تا چه حد نزد خدا اعتبار و ارزش دارد، باید به گستردگی
      احترامی که خدا برای او نهاده است توجه کند.
      *****
      Don’t be among those that apparently they are friends with God, but enemy
      in behind.
      از کسانی مباش که در ظاهر از دوستان خدایند و در باطن از دشمنانش.



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/٢۱ | ۱:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

خداشناسی مبنای انسانیت   
--------------------------------------------------------------------------------

امیرالمؤمنین علی علیه السلام می‏فرماید :

" آغاز و پایه اول دین شناختن‏ خداست " .

اگر دین را به ساختمانی تشبیه کنیم که دارای در و دیوار و سقف و پنجره و شیشه و نقاشی و روکاری و زیرسازی و غیره است باید بگوییم‏ زیر سازی و زیر بنای همه افکار و معتقدات و اخلاقیات و دستورالعمل های‏ دینی خداشناسی است ، و اگر دین را به یک کتاب علمی تشبیه کنیم که‏ دارای بابها و فصلها و قضایا و مسائل و استدلالات و اصول متعارفه و موضوعه‏ است باید بگوییم آن چیزی که به منزله اصل اول و به اصطلاح اصل متعارف‏ دین است خداشناسی است .

اگر بنا بشود مجموعه‏ای مصالح بنایی را در یک‏ جا انبار کنیم اهمیت ندارد که کدام قسمت را اول بریزیم و کدام قسمت را آخر بریزیم ، و همچنین اگر بنا بشود کتابی به صورت جنگ و کشکول جمع‏ آوری کنیم فرق نمی‏کند که کدام مطلب را در صفحه اول و کدام مطلب را در صفحه دوم و همچنین در سایر صفحات بنویسیم ، چون مقصود به وجود آمدن‏ یک جنگ و یک کشکول است ، هر مطلب در هر جا قرار گرفته مانعی ندارد ، وقتی هم که بخواهیم اینگونه کتابها را مطالعه کنیم و مورد استفاده قرار دهیم‏ باز فرق نمی‏کند که از اول شروع کنیم یا وسط یا آخر .

اما اگر ساختمانی‏ بخواهیم به وجود آوریم اینطور نیست ، ترتیب دارد و روی حساب معینی‏ باید صورت بگیرد ، و همچنین اگر یک کتاب علمی بخواهیم تألیف کنیم یا بخواهیم مطالعه کنیم از اول باید شروع کنیم و به ترتیب پیش برویم .

دینداری اگر بخواهد به صورت صحیح و معقول و منطقی برای کسی پیدا شود باید از پایه توحید و خداشناسی آغاز گردد ، تا این اصل در روح و دل‏ تأسیس نشود سایر قسمتها اساسی نخواهد داشت .

رسول اکرم همینکه به‏ رسالت مبعوث گشت و برای اولین بار به میان مردم ظاهر شد و بعثت خود را آشکار کرد چه گفت ؟

آیا گفت نماز بخوانید یا روزه بگیرید ؟

آیا گفت‏ صله ارحام بجا آورید و به یکدیگر ظلم نکنید ؟

آیا گفت فلان آداب‏ استحبابی را در راه رفتن یا نشستن یا غذا خوردن خوب رعایت کنید ؟


نه ، هیچکدام از اینها را نگفت ، گفت : مردم بگویید " لا اله الا الله " تا رستگار شوید .


رسول اکرم دین را از این کلمه آغاز کرد ، حساس ترین‏ نقطه‏های قلب مردم را با عقیده توحید اشغال کرد و تکوین و تربیت امتی‏ عظیم و مقتدر را بر این اساس به وجود آورد .
خداشناسی نه فقط اول دین است ، اول پایه و مایه انسانیت است .
انسانیت اگر بنا بشود روی اصل پایداری بنا شود باید روی اصل توحید ساخته‏ گردد . ما یک سلسله امور را به عنوان " حقوق انسانی " یا " شئون‏ انسانی " نام می‏بریم ، می‏گوییم انسانیت حکم می‏کند که رحم و مروت داشته‏ باشیم ، نیکوکار باشیم ، از صلح و آرامش حمایت کنیم ، نسبت به جنگ‏ ابراز تنفر کنیم ، به بی بضاعتها و بیمارها و مجروحین و مصدومین و درماندگان کمک کنیم ، به‏ همنوعان خود آزار نرسانیم ، بلکه در راه خدمت به نوع فداکاری کنیم ، جانفشانی کنیم ، عفیف و با تقوا باشیم ، به حقوق دیگران تجاوز نکنیم .

همه اینها درست است و واقعا هم باید این چنین بود اما اگر از ما بپرسند که منطق این دستورها و فلسفه‏ای که ما را قانع کند که منافع شخصی خود را فدای این امور کنیم و متحمل محرومیت بشویم چیست ؟

آیا می‏توانیم با چشم‏ پوشی از مساله خداشناسی جوابی بدهیم ؟

اینها همه به اصطلاح معنویات است‏ و در جهت مخالف مادیات و منافع فردی است .

سر سلسله معنویات‏ خداشناسی است ، ممکن نیست از سر سلسله معنویات و از ریشه و بن و سرچشمه آنها چشم بپوشیم و آنگاه بتوانیم اصول معنوی داشته باشیم ، و از طرفی حتی مادی ترین مسلکهای جهان چاره‏ای ندارند از اینکه سازمان اجتماعی‏ خود را بر یک سلسله اصول معنوی و شرافتهای اخلاقی بسازند .

انسانیت از خداشناسی نمی‏تواند جدا گردد ، یا خداشناسی است و یا سقوط در حیوانیت و منفعت پرستی و سبعیت و درندگی . منفعت پرستی به معنی‏ واقعی کلمه یعنی اینکه آدمی واقعا بنده شهوت و شکم بوده باشد . یا باید بنده خدا بود و یا بنده شکم و دامن و جاه و مقام و پول و زر و زیور ، راه‏ سوم ندارد ، اما اینکه کسی مدعی شرافت و اخلاق و تقوا و عفت باشد و در عین حال به خداشناسی که سرسلسله این امور است ایمان و اعتقاد نداشته‏ باشد و هم باطلی بیش نیست .

قرآن کریم مثلی ذکر می‏کند ، می‏فرماید :

" مثل کلمه پاک توحید مثل درخت پاک و سالمی است که در زیر زمین‏ ریشه دوانیده و شاخه هایش سر به آسمان کشیده است . این درخت ، میوه ده‏ و ثمر بخش است ، همیشه بهار است . و همیشه میوه ده است ، در همه‏ فصلها و همه روزها میوه فراوان دارد که تمام شدنی نیست " (ابراهیم / 24 و . 25)

این مثل درباره کسانی است که درخت خداشناسی در زمین روحشان روییده‏ باشد . شاخه‏های این درخت عبارت است از اعتقاد به نبوت و ولایت و وجود ادیان و راهنمایان الهی و همچنین اعتقاد به حقانیت جهان و اینکه جهان به‏ حق و عدالت بر پاست ، اجر نیکوکاران ضایع نمی‏گردد و کیفر بدکاران به‏ آنها خواهد رسید ، و امثال این امور . میوه‏های این درخت ، شرافت و کرامت است ، عفت و تقواست ، احسان و گذشت و خدمت و فداکاری است ، رضایت و آرامش قلب و اطمینان و سعادت است . آنگاه مثل دیگر ذکر می‏کند و می‏فرماید :

" اما مثل سخن ناپاک و بی حقیقت مثل درختی است که ریشه‏ای نداشته‏ باشد ، قرار و ثبات و آرامشی نداشته باشد ، اندک بادی آن را از ریشه‏ می‏کند " (ابراهیم / . 26)

راستی همین طور است ، احیانا دیده می‏شود که افرادی را به نام حمایت‏ از نژاد و قومیت و یا حمایت از یک مسلک و عقیده اجتماعی تحت تأثیر پاره‏ای از تلقینات و القائات قرار می‏دهند و موقتا آن‏ بدبختها و بیچاره‏ها احساسات کاذبی پیدا می‏کنند و ممکن است گاهی جان خود را نیز در این راهها از کف بدهند اما همین افراد همینکه اندک فرصتی‏ پیدا می‏کنند و با خود می‏اندیشند نمی‏توانند منطقی برای عمل خوب بیابند ، با اندک تأمل و با یک تذکر کوچک از ناحیه شخص دیگر مانند ابری که به‏ سرعت خود را وا می‏گذارد از صفحه روحش محو و نابود می‏گردد .

آری ، خداشناسی یگانه منطق صحیح و درست و مستحکم انسانیت است ، پایه‏ اصلی تقوا و پاکدامنی و راستی و درستی و شجاعت و شهامت و فداکاری است‏ ، مبنای انسانیت و منشأ امتیاز واقعی انسان از حیوان است .
تنها خداشناسی است که می‏تواند جانشین منطق منفعت پرستی و خود پرستی گردد .
این است که قرآن کریم می‏فرماید :

" خداوند مدد کار کسانی است که به او ایمان آورده‏اند و آنها را از ظلمتها و تاریکیها به فضای روشن و نورانی می‏برد ، و اما آن کسانی که به‏ این حقیقت ایمان نیاورده‏اند ، یار و کمک آنها طاغوت است ، هر لحظه‏ آنها را از فضای روشن به سوی تاریکیها می‏کشاند " (بقره / . 257)



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/٢٠ | ۱:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

زندگینامه یک انسان موفق - هنری فورد

« هنری فورد »

در آمریکا چشم به جهان گشود . پدرش دهقان بود . او فقط توانست تحصیلات دوران ابتدایی را بگذراند چون پدرش معتقد بود که کار کشاورزی برای او سودمندتر است . او از کودکی عاشق ماشین بود پدرش که شور و شوق او را دید برای او کارگاه کوچکی دایر کرد او شبها بعد از کار به آزمایشاتی در آنجا می پرداخت . در سن 12 سالگی برای اولین بار لوکوموتیو را دید و تصمیم گرفت که مدلی از آن را ارائه دهد . تلاش بسیاری کرد تا تصمیمش در این زمینه به موفقیت بیانجامد . در سن 17 سالگی در کارگاه موتور سازی به کارآموزی پرداخت و سه سال در آنجا به کار پرداخت . او به مطالعات نشریاتی در این زمینه پرداخت . وی تصمیم گرفت که به شهر خود بازگشته و تحقیقات خود را ادامه دهد . فورد ایمان کامل داشت که روزی می تواند در کارگاهش خودرویی پدید آورد . در این حال شرکتی شغل مهندسی ماشین سازی را به او پشنهاد داد . او باز مجبور شد که از خانواده جدا شده و راهی شهر دیگری شود . پس در آنجا خانه و کارگاهی کوچک دایر کرد و هر روز پس از بازگشت از کارخانه به آزمایشات خود ادامه داد . در سن 29 سالگی توانست اولین موتور اتومبیل خود را به پایان برساند و توانست اتومبیل بنزینی خود را بسازد . او حدود 1 سال اتومبیلش را در تمام زمینه ها مورد آزمایش قرار داد و سرانجام اولین اتومبیل خود را فروخت . کارخانه ایی که در آن مشغول کار بود وقتی که می خواست با او قرار داد جدید ببندد فورد قبول نکرد چون می خواست آزمایشات خود را ادامه دهد . در این هنگام در اوج فقر و تنگدستی شرکت را ترک کرد . فورد توانست چند سرمایه دار را برای تولید خودروهای بنزینی خود گرد هم جمع کند  و به عنوان سر مهندس 3 سال به تولید اتومبیلها نظارت داشته باشد . او توانست در هر سال 6 تا 7 اتومبیل تولید کند . در این هنگام او به تولید اتومبیلی می اندیشید که بتواند مورد مصرف عموم باشد پس در این زمینه با شرکای خود اختلاف نظر داشت چون آنها فقط به سود خود و تولیدات می اندیشند . فورد استعفای خود را ارائه داد . اتومبیل خود به نام ارو Arrow  را در مسابقه اتومبیل رانی شرکت داد و توانست با اختلاف نیم مایل از اتومبیل دیگر برنده شود . در این هنگام آوازه اتومبیل او پیچید . او شرکت موتور فورد را دایر کرد در این شرکت او مدیر عامل ، سرپرست کارگاه ، سر مکانیک و سر مهندس شرکت بود . در اولین سال تولید خود 1780 دستگاه مدل A را فروخت و اتومبیلهایش به عنوان محکمترین و مطمئن ترین اتومبیلها شناخته شد . در دومین سال اتومبیل های مدل A, B,C  را وارد بازار کرد و کم کم تولیدات شرکتش را 100 اتومبیل در روز رساند . او می خواست که اتومبیلی با سرعت بالاتر بسازد . این موقعیت خود به خود در اختیار او قرار گرفت . روزی در یک مسابقه اتومبیل رانی یک اتومبیل فرانسوی تصادف کرد و فورد یک قطعه از این اتومبیل به نام سوپاپ را که به نظر سریعترین اتومبیل در مسابقه به نظر می آمد برداشت آزمایشات زیادی روی آن انجام داد و نتوانست آلیاژ  تولیدی آن را شناسایی کند سرانجام دریافت که آلیاژ مورد استفاده در آن وانادیم است . در آن زمان در آمریکا کارگاههای ریخته گری قالبگیری آن را نمی دانستند . او با خبر شد که در انگلستان شخصی قالبگیری آن را انجام می دهد . پس قطعه ایی از آن را برای او فرستاد . باز اتومبیلی دیگر را طراحی کرد . مدل معروف و ارزان T را وارد بازار کرد . او به مشتریانش فرصت انتخاب رنگ اتومبیلها را داد . دیگر شرکت او جوابگوی نوآوری های او را نمی داد پس یک مجموعه بزرگ  صنعتی تاسیس کرد . و پدر روباتهای صنعتی لقب گرفت . تولیدات کارخانه فورد به مرز 4000 در سال رسید .

 

فورد همواره پول را به عنوان وسیله ای برای تحقق آرمانهای خود می شناخت .

 

 

در سال 1960 شرکت فورد دومین شرکت بزرگ دنیا بود . فورد تجربیات خود را در وصیت نامه در اختیار مردم قرار داد :

·        ناممکن وجود ندارد .

·        ایمان ماده اصلی و خمیر مایه دستیابی به آرزوهاست .

·        ایمان ابزار نیرومندی است که دیده نمی شود .

 

 

سراسر کار و تلاش او گواه این مدعاست که :  برای فردی که پشتوانه خواسته اش ایمان متزلزل ناپذیرش باشد ، غیرممکن وجود ندارد .



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۱٦ | ٢:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

     

همزاد عاشقان جهان

ما عشق را به مدرسه بردیم            در امتداد راهرویی کوتاه        بر پله های سنگی دانشگاه         

و میله های سرد و فلزی            گل داد و سبز شد

آن روز، روز چندم اردیبهشت      یا چند شنبه بود            نمی دانم...

آن روز هر چه بود      از روزهای آخر پاییز      یا آخر زمستان      فرقی نمی کند

زیرا ما هر دو در بهار       ـ در یک بهار ـ       چشم به دنیا گشوده ایم

ما هر دو

در یک بهار چشم به هم دوخته ایم       آن گاه ناگهان متولد شدیم

و نام تازه ای بر خود گذاشتیم

فرقی نمی کند

آن فصل       ـ فصلی که می توان متولد شد ـ             حتما باید بهار باشد

و نام تازه ی ما          دیوانه وار باید باشد      فرقی نمی کند

امروز هم ما هرچه بوده ایم ، همانیم

ما باز می توانیم                   هر روز ناگهان متولد شویم

      ما همزاد عاشقان جهانیم...

                                                                     زنده یاد قیصرامین پور(روحش شاد)



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۱٤ | ۱:٢٦ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()


بر توانمندی‌هایتان سرمایه‌گذاری کنید و کاستی‌ها را مدیریت کنید. گفتن این جمله بسیار ساده است، اما اجرای آن در طراحی راهکارهای سودمند برای رسیدن به موفقیت‌های ارزشمند، دشوار است.

ساختن یک زندگی نیرومند و شایسته همواره پر از فراز و نشیب‌های فراوانی است. همراه با متغیرهای گوناگونی مثل خودآگاهی، بلوغ، فرصت‌ها و افراد در پیرامون و کسانی که انگار گریزی از آن‌ها نیست.

اما امکان تجسم یک چشم انداز کاملاً روشن وجود ندارد. حتی اگر بتوانیم گوشه‌ای از آن را تصور کنیم، هر لحظه امکان دارد دچار تحول و دگرگونی شود. زیرا هیچکدام از ما کامل نیستیم. بی تردید مسوولیت انجام اعمال، پذیرش هشدارهای دریافتی و پرداختن به یادگیری بر عهده خود فرد است و هیچ کس دیگری نمی‌تواند این وظیفه شخصی را بر عهده گیرد.

توانمندی را می‌توان عملکردی پیوسته نزدیک به کامل در یک فعالیت تعریف نمود. اما آیا راهی وجود دارد که بتوان به آن توانمندی دست یافت یا به عبارت دیگر آیا می‌توان، یا نمی‌توان در زمینه ای بهتر شد؟ بدون شک این امکان وجود دارد که بهترین شد، آما آیا تنها با تمرین می‌توان به جایی رسید که فعالیتی را پیوسته در حد کمال به انجام رساند؟ و پاسخ این پرسش منفی است. با تمرین همواره نمی‌توان کامل شد.

رویکرد دیگر این موضوع در این است که تفاوت بین هوشمندی و توانمندی در چیست؟ مهارت‌ها، آگاهی‌ها، تمرین و خودآگاهی چه نقشی در ساختن توانمندی دارند؟ به هم آمیختن هوشمندی، آگاهی و مهارت، توانمندی انسان را می‌آفریند و در دستیابی به این قبیل توانمندی‌ها، انسان هوشنمندی‌های ذاتی، مهارت‌ها و آگاهی‌های خود را به کار می‌گیرد. در این میان هوشنمندی یک پدیده ذاتی است اما مهارت و آگاهی را می‌توان از راه تمرین و آموزش آموخت.


تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۱۳ | ٢:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

پنج خصوصیت انسان های موفق

 

 

خود آگاهی مثبت یا خودشناسی

 

افراد موفق کسانی هستند که از یک خودآگاهی واقعی برخوردارند. آنها در برابر پیش آمدهای ناگوار، نیازی به داروهای آرام بخش ندارند . آنها خود را به خوبی با مسائل و مشکلات زندگی تطبیق می دهند. افراد موفق خود را می شناسند و می دانند که هستند ، چه عقیده ای دارند و چه نقشی در زندگی ایفا می کنند و استعداد آنها چقدر است.

ما نیز می توانیم شخص موفقی شویم در صورتی که:

- 1چشم خود را به امکانات و راه کارهای موجود باز کنیم .

2 - در تغییر وضع زندگی کنونی خود به نیروی کم نظیر باطنی خود متکی باشیم .

 

 افراد موفق در «حال» زندگی می کنند

 

عزت نفس

 

«من خودم را دوست دارم و به آنچه که از پدر و مادرم به من رسیده و در سرشت من به ودیعه گذارده شده ارج می نهم». این گفته ها نظر یک فرد موفق است. این گفته ها کلید اتکا به نفس در شخص است. شما می توانید از همین امروز از عزت نفس بیشتری برخوردار باشید به شرط این که :

?ـ همیشه در زندگی آراسته باشید .

?ـ در هر مکالمه تلفنی یا اولین ملاقات ابتدا نام خود را بر زبان آورده و خود را معرفی کنید. با ارج نهادن به نام خود ، عادت می کنید برای خود ارزش قائل شوید.

3- هنگامی که فردی از شما تقدیر می کند با کلمه ساده و مؤدبانه «متشکرم» جواب دهید.

?ـ هنگام شرکت در سخنرانی و کنفرانس ها در جلوترین صف بنشینید و در صورت امکان بحث کوچکی در جلسه داشته باشید .

?ـ افراشته و مقتدرانه با حالت آرام و گام های بلند راه بروید، ثابت شده افرادی که چنین راه می روند به خود اعتماد دارند.

?ـ با زبان مثبت و دلگرم کننده صحبت کنید و همواره لبخندی بر لبان داشته باشید.

 

کنترل خود و قبول مسئولیت

 

افراد موفق بر این باورند که خود آنها قادر به کنترل و جلوگیری ازحوادث زندگی بوده و هستند. ما هم از همین امروز برای تقویت حس قبول مسئولیت و کنترل خود وارد عمل می شویم به شرط این که :

?ـ آشکارا و شرافتمندانه مسئولیت وضع کنونی خود را به گردن گیریم .

2- هر روزه در هر کاری این شعار مثبت را با خود داشته باشیم : «پاداش هایی که من در زندگی دریافت می کنم دلیل خدماتی است که انجام می دهم».

3- یک برنامه زمانی منظم برای کارهایتان در نظر بگیرید و کار امروز را به فردا واگذار نکنید.

?ـ لحظه بیداری خود را نیم ساعت جلو بکشید و این نیم ساعت را به این سؤال پاسخ دهید که «چگونه وقت خودم را امروز برای انجام کارهای مهم تقسیم نمایم ».

 

خود انتظاری مثبت ( انتظار پیش آمدهای خوب برای خود )

 

ما معمولاً آنچه را که انتظار داریم به دست می آوریم . بهترین نشانه بارز و چشمگیر یک فرد موفق، خود انتظاری مثبت او است که در وی ایجاد یک خوشبینی کامل را می کند. پس از همین امروز برای خود انتظاری مثبت بیشتری وارد عمل شویم به شرط این که :

?ـ از صبح تا شام با خود از مسائل و مطالب مثبت صحبت کنید و سعی کنید همیشه سازنده و سودمند باشید.

?ـ به مشکلات به عنوان فرصتی برای کسب تجربه، به کار گرفتن خلاقیت و مهارت هایتان نگاه کنید.

?ـ به سلامت خودتان توجه کامل داشته باشید و از استراحت کردن لذت ببرید. ورزش را فراموش نکنید.

?ـ مکالمات روزمره شما نشان دهنده هیجانات درونی و سلامت شماست. پس همیشه صحبت های دلچسب و تقویت کننده روحی به خود و دیگران بگویید.

?ـ با افراد خوشبین و موفق معاشرت داشته باشید.

?ـ با شادی و خوشحالی از خواب برخیزید، در حمام آواز بخوانید، صبحانه را با فرد خوشبین و با نشاط صرف کنید. گاهی به موسیقی های شاد گوش کنید. کتاب ها و مقالات آموزنده و الهام بخش را مطالعه کنید .

 

وسعت نظر مثبت یا بلند نظری

 

افراد موفق در «حال» زندگی می کنند . آنها از تجارب گذشته پند می گیرند و از خاطرات خوش آن لذت می برند. افراد موفق هدف هایی را برای آینده قابل پیش بینی خود در نظر می گیرند که موجب فعالیت روزانه آنها می گردد. افراد موفق «مرگ» را آخرین مرحله زندگی نمی دانند. ما نیز می توانیم وسعت نظر داشته باشیم به شرط این که :

?ـ از دیگران مانند برادران و خواهران خود مراقبت کنیم.

?ـ برای همسر یا آن کسی که دوست داریم ارزش قائل شویم و با جمله «من تو را دوست دارم » او را دلگرم کنیم.

?ـ به اشخاصی که نیاز دارند و منبع درآمدی ندارند کمک مالی بکنیم.

?ـ یک یا دو زبان خارجی بیاموزیم و عادات آن ملت ها را یاد بگیریم .

 

 

 

 

لینک:

 

 - موفقیت و عوامل گذر بر آن 

 - چگونه مهارت های لازم برای صحبت در جمع را کسب کنیم؟ 

 - ده نکته زندگی 

 - چند راهکار برای کاهش اضطراب 

 - 30 قانون زندگی 

 - راههای یک زندگی شاد 

 - راههای مقابله با مشکلات 

 - آیا شما خوشبین هستید ؟ 

 - شاد فکر کنید 



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۱٠ | ۸:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

 


آیا میدانستید رییس مجلس اصلاح طلب اقای کروبی طرحی را به علت مغایرت با نظر رهبری از دستور خارج می کند اما رییس ظاهرا اصولگرای مجلس  مجلس روبروی رهبری و مردم ایستاد؟
 آیا میدانستید دانشگاه آزاد تنها دانشگاهی است که شهریه آن افزایشی 30 تا 120 درصدی داشته است و این دانشگاه تا سال 84 به رویه قانونی هیچ گونه تمکینی نداشت؟
 آیا میدانستید بیش از 50 درصد از نمایندگان مجلس فوق لیسانس ها و دکتراهای خود را از دانشگاه آزاد اخذ نموده اند ؟
آیا میدانستید منابع مالی دانشجویان دانشگاه آزاد که باید صرف پیشرفت‌های علمی این دانشگاه می‌شد، در حوزه‌های سیاسی و به نفع کاندیداهای خاص استفاده شده است؟
 آیا میدانستیددر انتخابات ریاست جمهوری شاهد این موضوع بودیم که امکانات دانشگاه کاملا در اختیار برخی کاندیداها بود و در دانشگاه ازاد روی تمام دیوار ها پوستر برخی کاندیداها(بزرگ وکوچک) نصب بود؟
 آیا میدانستید   هزینه  سالن های مختلف این دانشگاه در سراسر کشور که که مجانی در اختیار نمیاندگان برخی کاندیداهای خاص قرار گرفت 10 میلیون بود؟
 آیا میدانستید هزینه گرفتن  فوق لیسانس درکشورهای مالزی و ترکیه ترمی 500 هزار تومان است اما فوق لیسانسدر دانشگاه آزاد 1500000تومان؟
آیا میدانستید درصد زیادی از اموال دانشگاه آزاد از طریق شهریه دانشجویان و خیرین و دولت های وقت بوده که امروز تبدیل به 250 هزار میلیارد تومان شده است ؟
 آیا میدانستید چرا تحقیق تفحصهای مجلس از دانشگاه آزاد هیچگاه به جواب نرسیده است ؟
 
آیا میدانستید طبق مصوبه مجلس دانشگاه آزاد وقف عام نشده است ؟و فردا آقای جاسبی می تواند دانشگاه را وقف فرزند ذکور خودش بکند؟
 
 
بدنیست نظر رهبر انقلاب پیرامون مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی که مجلس نظر آن را زیر پا گذاشت بدانید  :
حضرت آیت‌الله خامنه‌ا‌ی( رئیس جمهور وقت) در بهمن ماه سال 63 طی استفساری(نامه شماره 9718/1 مورخ 29/11/1363) از حضرت امام(ره) این چنین مرقوم کردند:

" محضر مبارک رهبر انقلاب حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خمینی(مد‌ظله‌العالی)،
شورای عالی انقلاب فرهنگی برای تأمین اهداف و دستوراتی که در حکم حضرت‌عالی بدان تصریح شده، ناچار است، ضوابط و قواعدی وضع کند. همکاری و دخالت قوه قضائیه در موارد لزوم، منوط به آن است که مصوبات این شورا دارای اعتباری در حد قانون باشد. مستدعی است، نظر شریف در این‌باره را ابلاغ فرمایید.
"سید علی خامنه‌ای، رییس جمهوری اسلامی ایران. "

حضرت امام خمینی در پاسخ به نامه مزبور چنین فرموده‌اند:
" بسمه تعالی، ضوابط و قواعدی را که شورای محترم عالی انقلاب فرهنگی وضع می‌نمایند باید ترتیب آثار داده شود.
روح‌الله الموسوی الخمینی
6 اسفند 1363 "

 

 



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/٩ | ۱:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

تست شخصیت شناسی

 



به این تست شک نکنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است که این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً کار دشوارى نیست. کافى است کمى به خودتان رجوع کنید. یک کاغذ و قلم هم کنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید که بتوانید امتیازهایى که گرفته اید جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع کنید:

1) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟

الف _ صبح،
ب- عصر و غروب،
ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟

الف _ نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند،
ب- نسبتاً سریع، با قدمهاى کوتاه ولى تند و پشت سر هم،
ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
د _ آهسته و سربه زیر، ه- - خیلى آهسته

۳) وقتى با دیگران صحبت مى کنید؛

الف _ مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،
ب- دستها را در هم قلاب مى کنید،
ج _ یک یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،
د _ دست به شخصى که با او صحبت مى کنید، مى زنید،
و ه-_ با گوش خود بازى مى کنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف مىکنید

۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟

الف _ زانوها خم و پاها تقریباً کنار هم،
ب- چهارزانو،
ج _ پاى صاف و دراز به بیرون،
د _ یک پا زیر دیگرى خم

۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واکنش نشان مى دهید؟

الف _ خنده اى بلند که نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
ب _ خنده، اما نه بلند،
ج _ با پوزخند کوچک،
د _ لبخند بزرگ،
ه_ لبخند کوچک

۶) وقتى وارد یک میهمانى یا جمع مى شوید؛

الف _ با صداى بلند سلام و حرکتى که همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب _ با صداى آرامتر سلام مى کنید و سریع به دنبال شخصى که مى شناسید، مى گردید
ج _ در حد امکان آرام وارد مى شوید، سعى مى کنید به نظر سایرین نیایید

۷) سخت مشغول کارى هستید، بر آن تمرکز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى کند؛

الف _ از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى کنید
ب _ بسختى ناراحت مى شوید
ج _ حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود

۸) کدامیک از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟

الف- قرمز یا نارنجى
ب- سیاه
ج- زرد یا آبى کمرنگ
د- سبز
ه- آبى تیره یا ارغوانى
و- سفید
ز- قهوه اى، خاکسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى کشید؟

الف- به پشت
ب- روى شکم (دمر)
ج- به پهلو و کمى خم و دایره اى
د- سر بر روى یک دست
ه- سر زیر پتو یا ملافه...

۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید که:

الف- از جایى مى افتید.
ب- مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج- به دنبال کسى یا چیزى هستید.
د- پرواز مى کنید یا در آب غوطه ورید.
ه- اصلاً خواب نمى بینید.
و- معمولاً خواب هاى خوش مى بینید


امتیازات


سؤال اول: الف(۲ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۶ امتیاز)

سؤال دوم: الف (۶امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۷ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

سؤال سوم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۵ امتیاز)، د (۷ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)

سؤال چهارم: الف (۴ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)، د (۱ امتیاز)

سؤال پنجم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۲ ا متیاز)

سؤال ششم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)

سؤال هفتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)

سؤال هشتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۷ امتیاز)، ج (۵امتیاز)، د (۴ امتیاز)، ه (۳ امتیاز) و (۲ امتیاز)، ز (۱ امتیاز)

سؤال نهم: الف (۷ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

سؤال دهم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)، و (۱ امتیاز)

خب، امتیازهایتان را جمع زدید. عدد به دست آمده را با جدول مقابل مقایسه کنید و شخصیت خودتان را بشناسید.

نتیجه گیرى

* اگر امتیاز شما بالاى ۶۰ است: دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى کنند و به ظاهر مى گویند«کاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند.

* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتیاز دارید: بدانید دوستان شما را تحریک پذیر مى دانند، بدون فکر عمل مى کنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از کار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل مخاطره مى دانند. کسى که همه چیز را تجربه و امتحان مى کند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر
هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند.

* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتیاز به دست آوردید: به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم کننده و جالب و جذاب مى بینند. شما دائماً مرکز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه کار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم کنید و در همان شرایط و در صورت لزوم بهترین کمک بر اعضاى گروه هستید.

* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتیاز نصیب شما شد: بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه کار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى کنید. اما اگر با کسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى کنید.

* از ۲۱ تا ۳۰ امتیاز : در نظر سایرین فردى زحمت کش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى نهایت ملاحظه کار به نظر مى رسید. زحمتکشى که در کمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى کشد و بدون فکر و براساس تحریک لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب کارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى گیرید.

* و اگر کمتر از ۲۱ امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شکاک و دودل مى دانند شخصى که همیشه سایرین به عوض او فکر مى کنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى کنند. کسى که اصلاً تمایل به درگیرشدن در کارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد!

 
 


تاريخ : ۱۳۸٩/٤/٧ | ۸:٥٩ ‎ق.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

جالب است بدانید که اکثر خطوطی که به عنوان امضا از دوران نوجوانی انتخاب می شود اولین بار به صورت کاملا تصادفی رسم می گردد

رقابت دانش آموزان مدارس بر سر امضا بسیار جالب است. شاید این موضوع را در دوران تحصیل خودتان تجربه کرده باشید. تعدادی دانش آموز که در گوشه ای از مدرسه یا کلاس ایستاده اند و بر روی یک تکه کاغذ خطوطی را به عنوان امضاء رسم می کنند و آن را به رخ یکدیگر می کشند. معمولا یکی از ملاک های امتیاز در این مرحله سنی دانش آموزان نوجوان در مورد امضا سخت بودن آن است یعنی از نظر آنان امضایی که جعل یا کپی برداری از روی آن برای دیگران مشکل تر باشد امضاء  بهتری است.
جالب است بدانید که اکثر خطوطی که به عنوان امضا از دوران نوجوانی انتخاب می شود اولین بار به صورت کاملا تصادفی رسم می گردد و همین روانشناسان را به این نتیجه رسانده که احتمال دارد مطالعه بر روی  این خطوط، گوشه ای از شخصیت افراد را آشکار کند. نتایج تحقیقات آنها نیز جالب است:
کسانی که به طرف عقربه های ساعت امضاء می‌کنند انسان‌های منطقی هستند.
کسانی که بر عکس عقربه‌های ساعت امضاء می کنند دیر منطق را قبول می‌کنند و بیشتر غیر منطقی هستند.
کسانی که از خطوط عمودی استفاده می کنند لجاجت و پافشاری در امور دارند.
کسانی که از خطوط افقی استفاده می کنند انسان‌های منظم هستند.
کسانی که با فشار امضاء می‌کنند در کودکی سختی کشیده‌اند.
کسانی که پیچیده امضاء می‌کنند شکاک هستند.
کسانی که در امضای خود اسم و فامیل می‌نویسند خودشان را در فامیل برتر می دانند.
کسانی که در امضای خود فامیل می‌نویسند دارای منزلت هستند.
کسانی که اسم شان را می‌نویسند و روی اسم شان خط می‌زنند شخصیت خود را نشناخته‌اند.
کسانی که به حالت دایره و بیضی امضاء می‌کنند ، کسانی هستند که می خواهند به قله برسند.
شما جزو کدام دسته هستید؟



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۱ | ۱:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()

* بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته گلی تقدیم تان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش را پس بگیرد.

* اگر پیام خدا رو خوب دریافت نکردید، به «فرستنده ها» دست نزنید، «گیرنده ها» را تنظیم کنید.

* خداوند، گوش ها و چشم ها را در سر قرار داده است تا تنها سخنان و صحنه های بالا و والا را جست و جو کنیم.

* خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند: قیمت=خدا!

* این همه خود را تحقیر نکنید، خداوند پس از ساختن شما به خود تبریک گفت.

* وقتی احساس غربت می کنید یادتان باشد که خدا همین نزدیکی است.

* یادمان باشد که خدا هیچ وقت ما را از یاد نبرده است.

* کسی که با خدا حرف نمی زند، صحبت کردن نمی داند.

* آنکه خدا را باور نکرده است، خود را انکار کرده است.

* کسی که با خدا قهر است، هرگز با خودش آشنی نمی کند.

* خدا بی گناه است در پروندۀ نگاه تان تجدید نظر کنید.

* ما خلیفۀ خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه.

* آنکه  خدا را از زندگیش سانسور کند همیشه دچار خود سانسوری خواهد بود.

* خدا از آن کس که روزهایش بیهوده می گذرد، نمی گذرد.

* بیهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند، تنها «خداست» که می ماند.

* روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید.

* برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا را نبیند.

* شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است.

* به چشم های خود دروغ نگوییم، خدا دیدنی است.

* چشم هایی که خدا را نبینند، دو گودال مخوفند که بر صورت انسان دهن باز کرده اند.

* امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟

*اگر از خدا بپرسید کیستی؟ در جواب «ما» را معرفی خواهد کرد! ما بهترین معرف خداییم، آیا اگر از ما بپرسند کیستی؟ خدا را معرفی خواهیم کرد؟

* وقتی خدا هست هیچ دلیلی برای ناامیدی نیست.

* آسمان، چشم آبی خداست، نگران همیشۀ من و تو.

* خداوند سند آسمان را به نام کسانی که در زمین خانه ندارند امضا کرده است.



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۱ | ۱:٠٧ ‎ب.ظ | نویسنده : مهدی پورعاشور | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.


الکسا